دموکراسی خواهی-بخش 14

by

این بخش به تناسب مسایل مهم سیاسی روز و تمرین عملی دموکراسی خواهی با بخش های پیشین متفاوت خواهد بود. اما از شماره ی اینده دوباره به نقد و بر رسی فلسفه های بزرگ از دیدگاه دموکراسی خواهانه خواهیم پرداخت.

Taghi Abdolhosseini آقای طبرزدی عزیز ، اینکه شما از یکطرف در انتخابات شرکت نمیکنید ، و از طرف دیگر فکر میکنید که آقای روحانی میتواند کار مثبتی انجام دهد ، و حاضر هستید که با او همکاری کنید ، در تناقض است !

دوست گرامی اقای عبد الحسینی.عدم شرکت ما در انتخابات دارای مبانی روشن دموکراسی خواهانه است. برای این که از یک سو رژیم را قبول نداریم که در انتخاباتش شرکت کنیم، از دیگر سو انتخابات او را غیر دموکراتیک می دانیم و در عین حال عدم شرکت در چنین انتخاباتی را نافرمانی مدنی با پرداخت هزینه ی کمتر برای رسیدن به هدف برتر برای توده ها می دانیم.چنین امری در همه ی کشور های غیر دموکراتیک معمول بوده است .اما در نقطه ی مقابل دیدگاه ما ،بخشی از همین جامعه از جمله همفکران خودما به این نتیجه رسیدند که شرکت در انتخابات و رای به روحانی برای رسیدن به ازادی کارسازتر است و چنین کردند. در این جا مساله به لحاظ پراگماتیکی اهمیت پیدا می کند.برای این که ما عملا با این پدیده روبرو هستیم و نمی توانیم ان را ندیده بگیریم.از این وضع موجود به تنفس سیاسی تعبیر می کنیم.البته ممکن است حتا بیش از تنفس پیش برود. در همین چند روز اخیر شاهد حضور مجدد جوانان در خیابان و امید ان ها به شرایط بهتر بودیم.اگر شما به تکمله ای که من به صورت کامنت بر تحلیل اول خود در مورد انتخابات زیر عنوان:اگر خاتمی خودش بخواهد» گذاشتم و در همین صفحه موجود است مراجعه کنید در ان جا، از این تنفس استقبال کرده بودم. البته پس از ان ،دو تحلیل دیگر دادم ولی اطلاعات با تداوم تحلیل ها مخالفت کرد و من مدتی سکوت کردم.از دیدگاه من ان تنفس و فضای مثبت در همین 4 روز اخیر به وجود امد. این امر البته در درجه ی اول مرهون رای دهندگان به روحانی است که رژیم مجبور شد این بار رای ان ها را بخواند. این اجبار نیز زاییده ی شرایط پس از انتخابات 88 و پرداخت هزینه ی سنگین بود که من خود در پرداخت ان سهیم بوده و حق دارم در پیروزی ملت نیز خود را سهیم بدانم و عقب نکشم. از دیگر سو ممکن است روحانی نیز در بهبود شرایط نقش ایفا کند که من خوشبینم.به نظر من حتا رژیم از دوران 8 ساله ی سرکوب مطلق خسته شده بود و می خواست مفری پیدا کند و رای به روحانی این مفر را به او داد.برای این که نه مردم تحمل جلیلی که احمدی نژاد 84 خوانده می شد را داشتند و نه حتا حکومت امکان تداوم وضعیت گذشته را داشت. این شرایط اضطراری جامعه و حکومت بود که در رای به روحانی نماینده شد.در عین حال خاتمی-رفسنجانی هم نمی خواستند با تحریم 70 درصدی انتخابات-رای به روحانی و درصد تحریمی ها- حکومت با مشروعیت قطعی مواجه شود. این نیز مزید بر علت بود.
در هر حال رای 18 میلیونی به روحانی و تحریم 15 میلیونی ،پیامی جز نه به دیکتاتوری و تغییر وضع موجودندارد.حال این وضعیت به وجود امده. ایا ما باید با ان چگونه برخورد کنیم؟واقعیت این است که من با شرایط عینی مبارزه از یک سو و فقر مطلق مردم از دیگر سو روبرو هستم.از 8 سال دوران حکومت احمدی نژاد عملا 6سال و نیم ان را زندانی بوده ام واینک که 6 ماه است در مرخصی هستم نه توانسته ام یک دیدار سیاسی داشته باشم و نه یک کلمه با هم میهنانم حرف بزنم. اگر جلیلی می امد باید فورا به زندان برمی گشتم و 4 سال و نیم دیگر یعنی 6 ماه پس از اتمام دوره ی ریاست جمهوری فعلی در زندان می ماندم اگر چه در وضعیت موجود نیز هیچ تضمینی به عدم برگشت به زندان وجود ندارد و مهم هم نیست. پس کی باید با مردم حرف بزنم،کتابم را منتشر کنم،روزنامه ام را در بیاورم و حزبم را فعال کنم؟پس از مرگم؟این وضعیت همه ی ما فعالین و مبارزین درون مرز است. از دیگر سو مردم در جنوب شهر و جنوب شهر ها درون سطل زباله ها را می کاوند تا بلکه نان خشکی پیدا کنند. ایا در فقر و سرکوب مطلق می توان بنیه ی جامعه را تقویت کرد و با استبداد مبارزه نمود؟البته ما گاهی این گونه فکر می کنیم. مثلا می گوییم اگر جلیلی می امد تکلیف مردم و جهان با این حکومت زودتر روشن می شد. شاید این گونه بود. اما جامعه تحمل مرارت و سرکوب و تحمل فقر بیشتر را نداشت که به سمت روحانی رفت.فقط یک اقلیتی از مبارزین سیاسی یا جامعه هستند که تحمل سختی ها به قصد کسب پیروزی ها برایشان ممکن است.اکثریت با این تز در عمل موافق نیستند.من اصلا انتظار این را ندارم که روحانی مشکل تحریم ها را برطرف کند یا مثلا شرایطی به وجود اورد که پیام دانشجو دوباره منتشر شود یا جبهه ی دموکراتیک و جبهه ی متحد دانشجویی بتوانند در پارک لاله میتینگ برگزار نمایند.اما می دانم که حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران و حزب اعتماد ملی امکان نیمچه فعالیتی می یابند و این برای ما نیز تنفسی ایجاد خواهد کرد. برای این که شرایط تغییر کرده است. شاید برخی دوستان این تحلیل من را خوش بینانه تلقی کنند اما من بر این باورم با شکست اخیر تند روهای حاکم،پس از این نوبت به احمدی نژاد دیگری نخواهد رسید و نهاد های قدرت یکی پس از دیگر به دست طرفداران اصلاح طلب می افتد. بهتر بگویم در این انتخابات کاملا مهندسی شده کمر دیکتاتوری شکست و پس از این نمی تواند کمر راست کند. اگر چه باور دارم تحریم سراسری انتخابات ،کار را برای همیشه تمام می کرد.فراموش نکنید که در 2 خرداد 76 خاتمی تنها بود ولی در 24 خرداد 92 یعنی 16 سال بعد، هاشمی هم هست و بلکه هاشمی رفسنجانی سکاندار است و این بار وضع متفاوت خواهد بود.ما البته از مبارزه و زندان برای رسیدن به اهداف خود در جهت یک ساختار سکولار-دموکرات استقبال می کنیم ،اما وضعیت موجود برای تقویت بنیه ی اجتماعی نیرو های دموکراسی خواه را مثبت ارزیابی کرده و از ان استقبال می کنیم. نمی شود قضا و قدری بود و به امید تحریم و فقر و سرکوب مطلق برای بهبود شرایط به نفع سکولار-دموکراسی خواهان نشست.باید فعال بود و نه منفعل. من از تحریم فعال استقبال کردم و وضعیت فعلی را نیز در همان جهت ارزیابی می کنم. باید با تقویت نهاد های مدنی به سمت اهداف پیش رفت نه این که با اتخاذ مواضع اولترا-رادیکال با نیروهای سرکوب گر، اما شکست خورده که در موضع مخالفت با روحانی هستند ، هم موضع شد.اگر روحانی می گوید خواهان اجرای قانون اساسی به ویژه فصل سوم که در مورد حقوق اساسی ملت است،می باشد، باید از او استقبال کرد.البته معتقدم نیروهای تمامیت خواه تلاش خواهند کرد، نگذارند چنین چیزی محقق شود، ولی نباید مایوس باشیم.

در هر حال برای ما دموکراسی خواهی و گسترش فرهنگ دموکراسی خواهی اولویت دارد.اینک شرایطی به وجود امده که ممکن است از راه های مسالمت امیز و کم هزینه تر بتوان فرهنگ دموکراسی را در جامعه نهادینه کرد.ما 30 درصد تحریمی به ان 38 درصد رای دهنده به روحانی، عدم مشارکت را توصیه کرده بودیم. ان ها اما عملا مشارکت را ترجیح دادند و اصول دموکراسی ایجاب می کند اینک در خوش بینی و شادی ان ها شریک باشیم و دست به دست هم بدهیم تا جامعه را یک گام جلوتر ببریم. این بهتر از فقر و سرکوب مطلق است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: