از حقانیت جنبش سبزدفاع کنیم

by

در این مدتی که در مرخصی مشروط به سر می برم، بارها و بارها شاهد حمله به حقانیت جنبش سبز و رهبران ان بوده اما به این امید که کسانی که درست یا نادرست خود را سخنگویان و بانیان رسمی این جنبش جا زده اند از حقانیت ان در برابر این حملات دفاع نمایند اما صدایی نشنیدم .
حرف اصلی مخالفین یا سرکوبگران اصلی جنبش سبز، که از مراکز متعدد قدرت به گوش می رسد ، این است که شما که می دانستید که تقلب نشده و حتا در جلسات خصوصی خود نیز این حرف را تکرار کردید، ولی دست به اردوکشی خیابان زدید و مردم را به خیابان کشیدید و عده ای را به کشتن داده و نظام را به چالش جدی کشاندید و ابروی ان را بردید؟ حال چرا توبه نمی کنید؟ این طلبکاری ان گاه رنگی از حقانیت به خودش می گیرد که بخشی از حامیان رسمی و سخنگویان جنبش سبز در همین نمایش اخیر، شرکت کردند و نتیجه را نیز بردند و این البته با حرف های ان ها مبنی بر غیر ازاد و تقلبی بودن انتخابات در تناقض است و ممکن است این مشروعیت را به طرف مقابل که دست به سرکوب مردم زد، داده که بگوید ،مگر می شود که ان انتخاباتی که نتیجه اش به نفع شما است را بپذیرید و بگویید درست برگزار شده ،اما ان یکی که باخته اید را نه تنها بایکوت که دست به اردوکشی خیابانی بزنید. در واقع رفتار و گفتار تناقض امیز بخشی از اصلاح طلبان فعال در جنبش سبز، موجب چنین هجومی به کلیت جنبش سبز شده است.
بنای من از دفاع از حقانیت جنبش سبز به هیچ وجه، دفاع از این طیف از اصلاح طلبان نیست. بلکه رفتار دوگانه ی ان ها را در راستای زمینه سازی تمامیت خواهان سرکوبگر به حقانیت جنبش سبز و هزاران شهید و جانباز و زندانی و هزینه داده ی این جنبش به ویژه نداها و سهراب ها و موسوی و کروبی و رهنورد و دوستان زندانی ام می دانم.
در عین حال من از ان دسته از افراد بودم که در انتخابات 88 شرکت نکردم اما از خواست قانونی و مظلومیت مردمم دفاع کردم و هزینه اش را دادم و می دهم . به همین دلیل بر این باورم ، بیرون از هر نوع جزمیت بتوانم از حقانیت جنبش دفاع وپاسخ درخوری به سرکوبگران دیروز ان و طلبکاران امروز که در عین حال خود را داور مطلق و قاضی بی طرف جلوه می دهند ،بدهم. اینک نیز به این دلیل می نویسم که احساس می کنم جنبش سبز مظلوم واقع شده و باید از مظلوم در برابر ظالم دفاع کرد.
همه ی حرف سرکوبگران این است که موسوی و کروبی باید از راه قانونی یعنی از کانال شورای نگهبان به تقلب احتمالی و حقوق خود می رسیدند. بسیار خوب بنا را بر این می گذاریم که این حرف در شرایط کلی درست باشد. اما در عمل یا با ارجاع این حرف به شرایط عینی ، به هیچ وجه درست نیست. برای این که شورای نگهبان وسایر نهاد هایی که باید پاسدار قانون اساسی باشند به وظیفه ی خود عمل نکردند یا بی طرف نبودند. و اگر قرار بود چنین باشد اما ،هنوز شورای نگهبانی که قرار است بی طرفانه نتایج انتخابات را بر رسی کند وارد عمل نشده و نظر خود را نداده ، رهبر به احمدی نژاد تبریک گفته و به تجلیل از انتخابات می پردازد. یعنی این که انتخابات باشکوه و درست بوده و با این اقدام، حتا اگر شورای نگهبان نیز بی طرف بود و می خواست بی طرفانه نظر بدهد و بر خلاف نظر رهبر رای می داد، مشروعیت خودش را از دست می داد و در عمل نیز چنین امری بعید بود. پس نباید به صورت انتزاعی نظر داد و باید مضمون رویداد ها را مد نظر قرار داد.
از دیگر سو از یک روز پیش از برگزاری و روز انتخابات، به ستاد مرکزی موسوی حمله می شود و اعضای ان دستگیر می شوند. این اقدام از سوی دستگاه اجرایی انتخابات صورت می گیرد و کاملا غیر قانونی و زمینه ساز اقدامات احتمالی برای سرکوب و تقلب است.
بنا براین حتا اگر این فرض را بپذیریم که شورای نگهبان قرار است بی طرف عمل کند و در روز انتخابات قرار است تقلب نشود و حتا بپذیریم که موسوی نباید در ان مصاحبه می گفت که هر نتیجه ای جز برنده شدن من به معنای تقلب است، اما پیش از حرف موسوی، ان نهاد هایی که دست به اقدام به اصطلاح پیشگیرانه زده اند عملا بر خلاف قانون عمل کرده و اعلام نظر رهبر نیز بر خلاف قانون بوده و به این معنا اگر قرار است به قاضی برویم، باید بی طرف باشیم و حد اقل هر دو طرف را به دلیل اظهار نظر یا انجام برخی اقدامات عملی ،مقصر بدانیم و قوه ی فوق قانون نداریم و نباید داشته باشیم.
اگر نهاد های مجری قانون حق خود می دانند که پیش از موعد دست به بازداشت اعضای ستاد یک کاندیدا بزنند و اگر رهبر حق خود می داند که پیش از تایید رسمی نتایج انتخابات ازسوی شورای نگهبان انتصابی خودش، نتیجه ی انتخابات را تایید کند ، پس موسوی هم حق دارد پیش از نظر شورای نگهبان، ان نظر را بدهد و در این مرحله هردو طرف باید پاسخگو باشند و نه فقط یک طرف.
اما اعم از این که در ان مرحله ی اول دو طرف درست عمل کرده یا نه ،اما سخن بر این است که در در روز 23 و 25 خرداد چه اتفاقی افتاد؟ گیرم که حق دوطرف بود که انگونه داوری کنند یا هر دو طرف در ان داوری پیش از موعد اشتباه کردند. این اشتباه دو طرف یک تخلف از قانون بوده و جرمی مرتکب نشده اند وبه لحاظ حقوقی و سیاسی اظهار نظر موسوی، قطعا پیامد های کمتری دارد. برای این که او صرفا یک کاندیدای ریاست جمهوری است اما دیگری همه ی قدرت را تحت امر خودش دارد.
در عین حال این حق مردم در هر کشور و در ایران بوده و هست که در مواردی به اعتراض مسالمت امیز دست بزنند. ایا اگر معترضین به نتیجه ی انتخابات در تهران یا شهرستان ها در مورد نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس یا شوراها ، دست به اعتراض مسالمت امیز بدون حمل سلاح زدند جرمی مرتکب شده اند؟ ایا این اصل قانون اساسی است که کسی دست به تظاهراتی بر علیه مسئولین، علیه رهبر یا شورای نگهبان یا حتا علیه اصل نظام نزند؟ اگر اصل قانون اساسی است، به ما نیز بگویید. در هیچ شرایطی و با استناد به هیچ قانونی و هیچ نهادی حق محکوم کردن یا پیشگیری اعتراضات مسالمت امیز احاد شهروندان را ندارد.
حتا اگر موسوی نیز حرفی نمی زد و رهبر نیز به تایید پیش از موعد نتایج انتخابات نمی پرداخت و احمدی نژاد نیز مخالفین را خس و خاشاک نمی نامید، باز این حق مردم بود که اعتراض کنند و کردند.اعتراض خیابانی که اقایان نام ان را اردوکشی خیابانی می گذارند یک حق طبیعی فراقانونی و بلکه از حقوقی اساسی است که نه تنها قانون اساسی موجود بر ان تصریح کرده که پایه ی انقلاب و نظام فعلی نیزبا استفاده از همین حق اساسی گذاشته شد و شاه نیز مجبور شد ان را به رسمیت بشناسد. انگاه اقایان که خود از طریق همین انقلاب که با اعتراضات خیابانی شکل گرفت بر سر قدرت امده و به نون ونوایی رسیده اند، از ان به اقدام مجرمانه و اردوکشی خیابانی تعبیر می کنند. اردو کشی خیابانی یک اصطلاح غیر مدنی است که برای نزاع های خیابانی بین دو دسته از قداره بندان مورد استفاده قرار می گیرد مورد استفاده قرار می گیرد نه تظاهرات خیابانی که حق شهروندان و بلکه از دستاورد های تمدن بشری و ازادی خواهی است. اگر تظاهرات مسالمت امیز بیش از 3 ملیون تهرانی در 25 خرداد اردوکشی خیابانی است ،پس تظاهرات ملیونی تاسوعا و عاشورای سال 57 نیز اردو کشی خیابانی بود.
به فرض که اعتراضات مدنی شهروندان که از ان به اردوکشی خیابانی تعبیر می کنند، یک تخلف یا حتا اقدام مجرمانه باشد. برای اینکه به زعم اقایان از وزارت کشور مجوز نداشته، اقایان راضی نبوده اند و احتمالا در ان تظاهرات اعتراضی مثل همه ی اعتراضات، در تمام گیتی، چند کیوسک تلفن و شیشه ی بانک و امثال ان نیز خرد شده باشند. ولی ایا تظاهرات ملیونی 25 خرداد نیز از این نوع بود که بسیجی ها دست به اسلحه برده و چندین نفر را کشتند؟ ا یا کشتن ندا ها و له کردن شهروندان زیر چوب و باتوم نیروی ویژه و نیرو های امنیتی و بسیجی ها، یک اقدام قانونی اما اعتراض چند ملیونی مسالمت امیز در تهران و شهرستان ها یک اردو کشی خیابانی بود؟ ایا تظاهرات مسالمت امیز و ملیونی مردم تا روز 29 خرداد یک اقدام مجرمانه و از مصادیق اردوکشی خیابانی به رسم قداره بندان بود، اما زدن و کشتن مردم یک حق و کار متمدنانه و قانونی بود؟ به راستی این چه داوری و منطق دو گانه است؟ مردم به نتیجه ی انتخابات اعتراض دارند و حق ان ها است که اگر دستگاه های نظارت و اجرا و بالاتر از ان را، بی طرف ندانند به خیابان بیایند و حق خود را مطالبه کنند . ولی ایا حکومت ها نیز حق دارند هر گونه بخواهند با معترضین برخورد کنند!؟ در ان صورت مطالبات مردم بالا رفته و به جای این که بگویند رای ما کجا است خواهان سرنگونی قدرتمندان سرکوبگر و خشن می شوند و این نیز ناشی از عملکرد حاکمیت و از حقوق اساسی شهروندان است. شما جرم موسوی و کروبی و سایر مبارزین را در این می بینید که مردم را به اردو کشی خیابانی دعوت کرده اند. اول این که این ها مردم را دعوت به اعتراض نکردند. خود مردم با دیدن نتیجه ی انتخابات و عدم اعتماد به شما به خیابان ریختند. دوم این که شما ها با همه ی امکان و توان خود مردم را به عدم حضور در خیابان دعوت و به سرکوب دست زده تا مانع از حضور انها شوید. حال اگر چند ملیون به حرف رهبران جنبش ،گوش داده و به خیابان امده باشند، این جرم ان ها است؟ جرم ان ها این است که مردم ان ها را قبول داشته، اما شما را قبول ندارند؟
در واقع موسوی وکروبی و بقیه ی مخالفین صادق ،به این دلیل باید توبه کنند که مردم ان ها را قبول دارند و حتا اگر از مردم دعوت به تظاهرات نکنند و فقط اشاره کنند ،ان ها خود می ایند. خوب است این را واضح تر بگویید. شما ها اما می خواهید موسوی و کروبی و سایر زندانیان سیاسی به نحوی اعلام کنند که اشتباه کرده اند تا این سرمایه ی اجتماعی را از دست بدهند و به این لحاظ در ردیف حضرات قرار بگیرند!؟
من نمی خواهم به سخنرانی 29 خرداد و مابقی قضایا ی بسیار تلخ اشاره کنم. همین مقدار خواستم بگویم که کمی منصف باشید. مخالفین مردم را به تظاهرات سکوت و مسالمت امیز دعوت کردند اما شما این تظاهرات را به خشونت کشیدید تا گسترده نشود و می دانستید که می شود اما اینک طلبکار شده و از مخالفین درخواست توبه می کنید؟
شما ها مخالفین را به بند کشیده اید و 4 سال است که یک طرفه به قضا می روید. همه ی تریبون های رسمی را در اختیار دارید و فکر می کنید چون حاکمید پس حق هم هستید. چون حاکم هستید پس باید بزنید و بگیرید و بکشید و در اخر نیز هر گونه دوست داشتید داوری کنید! ایا این انصاف است؟ این است ان بی طرفی و انصاف و عدالتی که از ان می گفتید؟ جرم مخالفین این بوده و هست که مردم به ان ها اعتماد دارند و با وجود شرایط سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام هر گاه مردم را دعوت به تظاهرات کرده یا حتا اشاره ای نموده اند، مردم به دعوت ان ها عمل کرده اند. در همین نمایش انتخابات اخیر 18 ملیون به این دلیل به روحانی رای دادند که به تعبیر شما ها از ساکتین فتنه بود یا کسانی چون خاتمی و رفسنجانی که مورد غضب شما هایند از اوپشتیبانی کردند. ایا این را نمی دانید!؟ ایا گمان می کنید مردم این چیز ها را نمی فهمند!؟ خود داوری کنید. ایا جز این است که کاندیدای مورد نظر شما حد اقل در افکار عمومی جلیلی و ولایتی جا افتاده بود. ایا اگر این داوری های شما که دایم نیز تکرار می کنید از سوی عموم مقبولیتی داشت، نمی بایست به کاندیدا هایی که گفته می شد مورد نظر شمایند رای می دادند؟ از این امور درس نمی اموزید؟ ان گاه انتظار دارید موسوی و کروبی بیایند و به گناه نکرده اعتراف کنند؟مگر موسوی و کروبی غیر از دعوت مردم به تظاهرات سکوت ومسالمت امیز چه کرده اند که باید توبه کنند؟ ایا شما ها حتا امکان دفاع به ان ها دادید ؟همه ی مخالفین را یا در دادگاه های دربسته محاکمه و محکوم کردید یا مثل موسوی و کروبی و رهنورد حتا این امکان را نداده و به حصر انداختید و مرتب ان ها را به صورت یک طرفه محاکمه و محکوم کردید و از ان ها خواستید که به جرم مردمی بودن توبه کنند. به جرم این که مردم را به مسالمت دعوت کردند و مردم ان ها ها را قبول دارند، عذر خواهی نمایند تا مردم به ان ها نیز اعتماد نداشته باشند.
نکند گمان می کنید که خدایید و از یک حقانیت ذاتی برخوردار هستید که هر کس به صرف این که شما ها را قبول نداشت و علیه شما اعتراض کرد، خود به خود مجرم است وباید توبه کند اما شما هر کاری که کردید، ضرورتا محقید و باید از کارتان تجلیل شود؟ کمی به اندیشه و رفتار خود بیندیشید، شاید به خود خدا بینی گرفتار شده اید. هر روز که از خواب بر می خیزیم، یکی از شما ها از یک کانون قدرت، اعلام می کنید که فتنه گر ها باید توبه کنند. انگار مردم معترض و مخالفین گمراهند و شما ها که در قدرت هستید خدایید. گمان نمی کنم هیچ کس حاضر باشد برای به دست اوردن قدرت ولو این که ان قدرت را برای مردم بخواهد،از روی ریا کاری یا تقیه از شما عذر خواهی کند تا در کنار شما قرار بگیرد. حتا خاتمی و رفسنجانی هم این کار را نکردند. ندیدید؟
یک جنبش اعتراضی مسالمت امیز را به ناحق به خشونت کشیده و عده ای از مردم مظلوم را قربانی کرده اید و در عین حال از موضع طلبکاری ان ها و رهبرانشان را که در حصر و زندان ها به سر می برند ،مورد توهین و تحقیر قرار می دهید و همه ی این اقدامات به دلیل قدرت خواهی شما از یک سو و مردمی بودن ان ها از دیگر سو است. رهبران جنبش سبز از هر گرایش و عقیده به این دلیل مورد حقد شما قرار دارند که مورد اعتماد مردم هستند و شما از ان ها می خواهید که با عذر خواهی و توبه ، ان ها نیز مثل خودتان بی ابرو شوند.همین و بس.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: