Archive for سپتامبر 2013

«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش چهارم

30 سپتامبر 2013

17-سال 73 زمان بیرون زدن جوانه ی نارضایتی و اعتراض علیه دوگانگی بین حرف و عمل،تبعیض و نابرابری،فساد و گرانی و خلاصه ان چه در تناقض با اصول انقلاب و اسلام مورد نظر ما می نمود و تا ان زمان باور کرده بودیم و از طریق هفته نامه ی پیام دانشجو بود. این هفته نامه در شهریور 1373 به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی من و همکاری شورای مرکزی اتحادیه در قالب هیئت تحریریه، منتشر گردید. پرویز سفری،جواد امامی، محمد مسعود سلامتی؛ محمد حسن علیپور و محمد میر ابراهیمی، علی رضا سرافراز و جاوید علیوندی از جمله ی این اعضا بودند که محمد حسن علیپور سمت سردبیری ان را نیز بر عهده داشت. برخلاف تبلیغات دروغ جناح راست و چپ حکومتی ،نه پایه گذاری اتحادیه از سوی مقامات حکومتی بود ونه راه اندازی پیام دانشجو. ما خود به عنوان گروهی جوان که همواره برای اهداف خود از زندگی و حتا جان مایه می گذاشتیم، و از گروهها ی ارمانگرای اسلامی-انقلابی،به حساب می امدیم این دو نهاد را تشکیل و اداره کردیم. کسانی چون پرویز سفری،جواد امامی،محمد میر ابراهیمی و من امتحان خود در پای حرف هایمان را در جبهه های جنگ پس داده بودیم و اکثر اعضای اتحادیه از زندگی خود در راه ارمان ها گذشته بودند. این ها کسانی نبودند که به امر این و ان عمل کنند. بلکه صرفا از روی توهم ایدئلوژیک به چیز هایی باور کرده بودیم و از کسانی دفاع می کردیم. این نوع ارتباط را فقط انهایی می دانند که خود در این توهمات و احساسات انقلابی و خرد ستیز گیر افتاده باشند. رابطه ی نیروهای ارمانگرا از این نوع با مسئولین دولتی از نوع روابط بورکراتیک یا اداری نیست. مثل روابط اعضای تشکیلاتی حزب به دلیل مرامنامه ی مشترک است.فراموش نمی کنم کسانی از قلم به دستان اصلاح طلب که از امکانات وسیع دولت اصلاحات برخوردار شده بودند،حدیث نفس کرده و مثلا رفسنجانی را پایه گذار ،یا راه انداز اتحادیه قلمداد می کردند. این امر ناشی از نا اگاهی یا بدنیتی ان ها بود. من شخصا به اشتباه بودن راه ایدئلوژیک اتحادیه و بلکه نظام فکری-سیاسی-حقوقی به وجود امده ،پس از انقلاب بهمن 57 اذعان صریح دارم، اما از تحریف تاریخ توسط افرادی نا اگاه یا مغرض به شدت متنفرم.
18-هفته نامه ی پیام دانشجو موجب شد تا ما بتوانیم با بخشی از جامعه و افکار و زندگی ان، اشنا شویم و از توهم ایدئولوژیکی که طی بیش از یک دهه در ان گرفتار امده بودیم رهایی یابیم و واقعیت را ان گونه که هست ببینیم نه ان گونه که دوست داشتیم یا فکر می کردیم. البته به نظر خودم ،ما هیچ گاه حکومتی به معنای جذب منافع مادی-سیاسی و رنگ حکومتی گرفتن ، نشدیم. در واقع در سیستم اداری-مالی قدرت قرار نگرفتیم و جاذبه های معمول ناشی از پست و مقام و ثروت ما را به درون خود نکشید. همواره حس مردم گرایی و حقیقت یابی را داشتم اگر چه به اشتباه ان را در حمایت از جمهوری اسلامی و ایدیولوژی اش دیده بودم. نطفه ی نا رس اعتراضی، که پیشتر از ان حرف زدم، ناشی از همین واقعیت بود و انتشار هفته نامه و شنیدن درد دل های مردم و دیدن گزارش های اجتماعی، موجب شد تا ان نطفه ی نارس اعتراضی شرایط رشد جنینی خودش را خیلی سریع تر طی کند و به همین دلیل در شماره ی 20 هفته نامه با عنوان»بی پرده و صریح با رییس جمهور» و انتقاد شفاف و شجاعانه از هاشمی رفسنجانی، وارد مرحله ی کاملا نوینی در زندگی سیاسی شده و پرچم مبارزه علیه زر،زوز، و تزویر را در دست بگیریم. در ان دوره رفسنجانی نماد قدرت مطلق در جامعه بود و در افتادن با او از سوی مردم به در افتادن با شاخ گاو تعبیر می شد.او با مردان قدرتمندی چون فلاحیان،در وزارت اطلاعات، رفیق دوست در بنیاد مستضعفان،عادلی و نور بخش در بانک مرکزی و امور اقتصادی،مرعشی در امور مالی مربوط به خاندان،سردار افشار در بسیج،کرباسچی در شهرداری که حتا کارکنان شهرداری قدرت هر نوع برخورد با شهروندان عادی را پیدا کرده بودند و رازینی در دادگستری و سردار نقدی در اطلاعات نیروی انتظامی،شیخ محمد یزدی در قوه ی قضاییه، هر صدای مخالفی را زیرکانه در نطفه خفه می کرد.ایستادگی در برابر این جریان بود که پیام دانشجو را به تیراژ واقعی 500 هزار نسخه ای رسانید.البته از ابتدای انتشار هفته نامه، بر خط عدالت طلبی و مبارزه با تبعیض و نابرابری و فساد تاکید داشتیم که سرمقاله ها موئید این ادعا است. اما هنوز برداشت درستی از واقعیت نداشته و لازم بود با واقعیت های اجتماعی به دور از پیش فرض های توهم زای ایدئلوژیک برخورد داشته باشیم تا در یابیم راهی که پیش تر می رفتیم به ترکستان بود که بود.
19- این در حالی است که پیشتر با نوشتن یک سلسله از سرمقاله ها زیر عنوان»روحانیت و حکومت» نشان داده بودم که حکومت فعلی نه اسلامی که صنفی یا الیگارشی است .همه ی مناصب قدرت به صورت رسمی و حقوقی یا عینی در دست روحانیون و فقها است. با نوشتن ایدیولوژی انقلاب، بر گرفته از گفته های ایت اله خمینی، نشان داده بودیم که عدالت و نفی تبعیض و مبارزه با فقر و نابرابری از مبانی انقلاب بوده و در اولین شماره ی هفته نامه با مقایسه ی زندگی کاخ نشینان بهره مند از رانت قدرت با زندگی گل خاتون پیر زن حاشیه نشین بلوچستانی،زیر عنوان «سایه ی سیاه فقر» به جنگ حامیان زر،زور، و تزویر رفته و مبانی یک قیام عدالت طلبانه و ازادی خواهانه را تدوین کرده بودیم.در تمام این کارها مجموعه ی اتحادیه با هم عمل می کرد.در واقع توهم در راه حق بودن و توهم خود حق بینی،موجب این نشده بود که حس عدالت خواهی در ما به کلی از بین برود. بسیاری ادم های ارمانگرا و افتاده در دام اندیشه ی ازادی کش ایدئولوژی گرایی، ادم های مسخ شده ای هستند اما لزوما ادم های بدی نیستند. نیاز به فرصت هست تا به مرور به خود ایند و واقعیت را درست ببینند.
20- پیام دانشجو در19شماره ی اول خود نمونه ای از ادم هایی با اندیشه ی مسخ شده را نشان می دهد که در عین حال،ادعای عدالت و مبارزه با تبعیض را هم دارند. در واقع در عین حال که در تاریکی و سیاهی زیست می کنند اما روزنه ای از سپیدی هنوز در درون ان سیاهی وجود دارد که ممکن است به سپیدی گرایش یابد و بر سیاهی حاکم گردد. در مقام مقایسه ، درست مثل ان ایده ی مکتب بودیزم که سپیدی از درون سیاهی بیرون می اید و این دو همواره با هم در نبرد هستند.ان روزنه ی سپیدی که در درون قلب یا اندیشه ی ما وجود داشت از طریق اعتراض علیه مفاسد مالی-اداری و در شکل افشاگری بیرون زد و گسترش یافت.اعتراض به اختلاس 123 میلیاردی و برخورد ناصحیح حاکمین با این اقدام ما و اعتراض به تبعیض در بین حاکمان و اعتراض به دولت و شخص رفسنجانی ، و تلاش حکومت برای ساکت کردن ما با روش های بسیار ناصواب موجب بزرگتر شدن روزنه ی دید ما به روشنایی شد. ابعاد افشاگرایانه و اعتراضی پیام دانشجو اما متوقف نشد و به ویژه با افشای اختلاس تاریخی 123 هزار میلیارد تومانی که توسط باند فاضل خدادا-رفیق دوست ها صورت گرفت، نشان دادیم که فساد مالی-اداری- سیاسی، تمام تار و پود حکومت در همه ی سطوح را در برگرفته است.
جالب این است که در سال 73 با انجام مجموعه ای از تلاش ها در نقد و افشاگری و روشنگری، مسئله ی اصلاح گری در روند موجود را طرح کردیم.بعدا در سال 77 یعنی 4 سال بعد بار دیگر سخن از نهضت اصلاحی به میان اوردیم. این اصلاح گری ما که از پایین و با شیوه ی مبارزاتی و به چالش کشیدن قدرت مطرح شد، توسط جناح چپ حاکمیت و پس از 2 خرداد 76 به انحراف کشانده شد. در ادامه توضیح خواهم داد.
21- ماجرای افشای اختلاس 123 میلیارد تومانی(نماد زر) و موضع گیری علیه حاکمیت صنفی روحانیون سیاسی حکومتی،که همه ی قدرت را در قبضه ی خود در اورده اند(نماد تزویر) همراه با نقد بی پرده و صریح رفسنجانی که در ان دوران دارای قدرت مطلق در کشور بود(نماد زور)، ما را با باندهای مافیایی قدرت در حکومت درگیر کرد که به صورت نمادین از ان به «باند قدرت» تعبیر می کردیم.
22-همین امر موجب شد تا شماره ی 34 هفته نامه با شکایت محسن رفیق دوست و اعمال نفوذ مستقیم رییس وقت قوه ی قضاییه یعنی شیخ محمد یزدی،توقیف شود. اما کار به این جا ختم نشد. بخش بزرگی از نهاد های قدرت علیه هفته نامه بسیج شدند که بخشی از ان ها از این عبارت بودند:1-بنیاد مستضعفان به ریاست محسن رفیق دوست.2 – بانک صادرات به ریاست ولی اله سیف مدیر عامل بانک.3 – بسیج تهران به ریاست سردار افشار.4-شهرداری تهران به ریاست کرباسچی.5 -زندان اوین به ریاستلاجوردی-پیشوا.6 – مرکز موزه و دفینه ی بنیاد به ریاست احمد قدیریان از یاران معروف اسد اله لاجوردی و چند فرد و نهاد دیگر. این شکایت ها و درگیری ها با اعمال نفوذ ان ها از طریق وزارت اطلاعات فلاحیان و دادگستری به ریاست رازینی و سایر عناصر تند رو و سرکوبگر،منجر به توقیف 7 ماهه ی پیام دانشجو شد.این کار در 14 مرداد 1374 اتفاق افتاد.
23-افزون بر این شکایت ها و مقابله های باند قدرت،گروه فشار در اردیبهشت همان سال به دفتر هفته نامه حمله ور شد و ضمن تخریب اموال دفتر نشریه و اتحادیه و ایجاد رعب و وحشت،برخی اعضای دفتر از جمله پرویز سفری،محمد مسعود سلامتی، جواد امامی و …را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد. همچنین در روز 14 مرداد و به دلیل برگزاری میتینگ اعتراضی به توقیف غیر قانونی نشریه در محوطه ی دانشگاه تهران، وزارت اطلاعات به دفتر نشریه یورش اورد و من را ربود و با بستن چشم ها به جای نامعلومی برد و تا نیمه های شب مورد بازجویی و تهدید و فشار سنگین روانی قرار داد. بازجوی پرونده فردی به نام سیادتی بود که بعدا با نام دکتر سعیدی معاونت اقازاده در سازمان انرژی اتمی را عهده دار شد. برخورد ان شب سیادتی و تیم بازجویی با من به اندازه ای وحشتناک بود که انتظار داشتند برای همیشه کار مطبوعاتی را بوسیده و کنار بگذارم.

 گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

 گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

 گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

 تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

 تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

 تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

شماره ی 20 تاریخی هفته نامه که موجب شد ما گام مهمی در چرخش سیاسی خود برداریم.

شماره ی 20 تاریخی هفته نامه که موجب شد ما گام مهمی در چرخش سیاسی خود برداریم.

 افشای اختلاس 123 میلیاردی.

افشای اختلاس 123 میلیاردی.

نقد برنامه ها و عملکرد کانون های مهم قدرت را یک اقدام اصلاحی می دانستیم.

نقد برنامه ها و عملکرد کانون های مهم قدرت را یک اقدام اصلاحی می دانستیم.

 حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

2 (4)

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

2 (5)

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Advertisements

«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش سوم

25 سپتامبر 2013

13-سال 67 به دنبال نزدیک شدن به پایان جنگ ،کارهای خود در حوزه ی فرهنگی-سیاسی-تشکیلاتی را گسترش داده و اولین شماره از نشریه ای که بعدا به «پیام دانشجو»معروف شد را زیر عنوان «فصل نامه ی پیام دانشجوی بسیجی»با همکاری شورای مرکزی اتحادیه چاپ و منتشر کردیم. نام نشریه را از پیام ایت اله خمینی که گفت: « فرزندان بسیجی ام پاسدار اصول نه شرقی نه غربی در دانشگاه باشند» بر گرفتیم. این نشریه ابتدا به نام فصل نامه بعدا به نام ماهنامه و در ادامه به نام پیش شماره و بعدا به نام هفته نامه ی پیام دانشجو ی بسیجی و در نهایت با نام «پیام دانشجو» منتشر گردید.
14-به دنبال درگذشت ایه اله خمینی در سال 1368 از رهبری خامنه ای حمایت کردیم و این در حالی بود که پیش از مرگ خمینی، از ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی پشتیبانی کرده بودیم. پشتیبانی ما از این دونفر به دلیل خط فکری ما در دهه ی شصت و به ویژه رقابت جدی با خط امام و چپ اسلامی طی یک دهه و باور راسخ به تداوم خط انقلاب پس از فوت رهبری انقلاب بود. تا ان جا که در یک اقدام انفعالی در برابر خط امامی ها که می گفتند با فوت امام خمینی،انقلاب پایان گرفته است،از خامنه ای به امام تعبیر کردیم تا نشان دهیم که انقلاب متکی به افراد نیست. به همین دلیل با فوت خمینی و شکل گیری دستگاه رهبری جدید، فرصت را برای گسترش فعالیت های خود مناسب تر دیدیم.همه ی این اقدامات در چارچوب ارمانگرایی ایدئولوژیک به مثابه ی یک فکر غیر واقع بینانه و افراطگری مذهبی بود که در نهایت به اشتباه بودن ان پی بردیم.
15-بنابراین در چارچوب یک اندیشه ی ایدئولوژیک و توهم الود به نیت رسیدن به مدینه ی فاضله ،از سال 68 تا 73 به مدت 4 سال، بسط فعالیت های تشکیلاتی سیاسی اتحادیه بود. تا ان جا که مجوز فعالیت «پیام دانشجو»به عنوان هفته نامه ای سراسری را از وزارت ارشاد کسب نمودیم ؛مجوز فعالیت «اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و دانش اموختگان» به مثابه یک تشکل سراسری را از وزارت کشور دریافت نمودیم و پیشنویس اساسنامه ی فعالیت های تشکل اسلامی در دانشگاه ها راتهیه و من به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی بردم و از ان دفاع کردم. برای این که تا ان زمان فقط انجمن های اسلامی حق فعالیت قانونی در دانشگاه را داشتند و با ان مصوبه این انحصار شکسته شد. در این دوره از فعالیت های فرهنگی- سیاسی و در قالب اتحادیه،در نسبت با تشکل رقیب، قدرت تشکیلاتی اتحادیه بسیار افزایش یافت و بر خلاف نظر کسانی که مدعی هستند، اگر به طبرزدی پست داده بودند نظرش بر نمی گشت،چنانچه در موضع پیشین خود ایستاده بودیم به لحاظ سیاسی حتا ،امکان نفوذ فراوانی داشتیم.در این دوره یعنی تا سال 1371 من چند مقاله یا جزوه ی فرهنگی نوشتم که نشانگر دیدگاه من در ان دوره نسبت به مسائل اجتماعی بود. یکی از این مطالب، سلسله مقالاتی زیر عنوان «روحانیت و حاکمیت » بود. در این مقالات نا رضایتی خود از صنفی شدن حکومت را بروز داده بودم.در نقدی که بر نظرات دکتر سروش و در سال 71 در یک سخنرانی در دانشگاه اصفهان انجام دادم که به صورت کتابی چاپ شد، دیدگاه خود در مورد ولایت فقیه را ابراز داشته و اعلام کردم که ولایت فقیه به مفهوم حکومت فردی نیست ،بلکه ولایت اصول ایدئولوژی است. ولایت مکتب و ایدئولوژی است. این متن زیر عنوان «ارمان گرایی و دنیاگرایی» چاپ شد.بعدا دریافتم که بر خلاف ان باور ما،حکومت ولایت فقیه به حکومت فردی و نیز صنفی تبدیل شده ولی ما در توهم حکومت اصول دینی سیر می کرده ایم. این سرنوشت اندیشه های غیر عقلانی و غیر خردورزانه است که پایان قرن بیست را باید پایان مشروعیت و کارامدی ان دانست.
16-سال 1372 اگر چه سالی بود که ما از وضعیت موجود ناراضی بوده و از سال 71 با صدور اعلامیه هایی هرچند با جهت گیری خاص که ناشی از نااگاهی ما از بافت و ساخت قدرت و نیروهای درگیر در ان بود ،به شدت به دولت به دلیل تجمل گرایی و رشد فاصله ی طبقاتی و گرانی و تورم حمله کرده بودیم ، اما به نا چار و از ترس روی کار امدن کسانی چون احمد توکلی که مورد پشتیبانی بازار و افرادی چون اذری قمی بود ، و با توهم دفاع از اصول انقلاب و نظام، بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری از هاشمی رفسنجانی پشتیبانی کردیم. اما طی این دوره و مشاهده ی فاصله ی فاحش طبقاتی به مرور به نیرو های ناراضی تبدیل شدیم. این نارضایتی حد اقل در من از سال 63، ان گاه که مسئولین وقت دستگاه قضایی و بنیاد شهید، به دلیل یک اختلاف خانوادگی به مدت یک ماه پدرم را زندانی کردند و در سال 64-65 در اوج عملیات فاو، ان گاه که جنگ قدرت بین روحانیون و روحانیت و با دخالت اشکار بیت امام ، به راه افتاد و در سال 67 که ایت اله خمینی اقای منتظری را برکنار کرد، ریشه دار بود که هر گاه به مصلحتی ان را سرکوب کرده بودم. گویا قرار بود ان جوانه ی نارضایتی در ذهن و روحم باقی بماند و رشد کند تا در زمان مناسب،بیرون بزند. این نارضایتی و اعتراض را در جلسات خصوصی مطرح می کردیم اما علنی نکردیم.این گونه نبود که در سال 73 و به نا گاه چرخش سیاسی کرده باشیم.این مسئله امری ریشه دار بود که در خاطراتم خواهد امد.
پایان سال 72و شروع نیمه ی دوم سال73 پایان ارمانگرایی افراطی و توهم ایدئلوژیک ما نیز هست. این دو رویکرد کاملا متضاد را در دو دوره از انتشار هفته نامه ی پیام دانشجو به خوبی می شود دید.

 فصل نامه ی پیام دانشجوی بسیجی - سال68

فصل نامه ی پیام دانشجوی بسیجی – سال68

ماهنامه ی پیام دانشجوی بسیجی -  سال71

ماهنامه ی پیام دانشجوی بسیجی – سال71

پیش شماره ی پیام دانشجوی بسیجی - سال72

پیش شماره ی پیام دانشجوی بسیجی – سال72

هفته نامه ی پیام دانشجوی بسیجی -  سال 73

هفته نامه ی پیام دانشجوی بسیجی – سال 73

و در نهایت؛ هفته نامه ی سر افراز پیام دانشجو.

و در نهایت؛ هفته نامه ی سر افراز پیام دانشجو.

حمایت از رفسنجانی در سال72

حمایت از رفسنجانی در سال72

 

 

 

«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش دوم

17 سپتامبر 2013

6- بهار 1361 برای اولین بار به صورت بسیجی داوطلب ، عازم دوره ی اموزشی27بسیج تیپ محمد رسول اله در اردوگاه اموزشی پرندک شده و به عنوان متخصص خنثا سازی مین به جبهه های غرب اعزام شدم.

7- در سال 61ضمن ادامه ی فعالیت های فرهنگی-سیاسی-تشکیلاتی در انجمن و دفتر تحکیم وحدت، به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم درامدم.

8-بار دیگر در زمستان 61 به جبهه های جنوب اعزام و در بهار 62 به دنبال عملیات والفجر 1 و 2 پس از اینکه مجروح شدم به پشت جبهه اعزام گردیدم.

9- به دنبال برگشت برخی دانشجویان خط امام به دفتر تحکیم در سال 62 و تبدیل ان تشکل دانشجویی به پایگاه سیاسی-حزبی برای تبلیغ چپ اسلامی و خط امامی در انتخابات مجلس دوم، من از دفتر تحکیم بیرون امدم و همراه چند انجمن اسلامی که فراکسیون اقلیت در دفتر تحکیم را تشکیل داده بودیم، پایه ی تشکلی از انجمن های اسلامی که بعدا به نام «اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان و دانش اموختگان دانشگاه ها و مراکز اموزش عالی» شناخته شد را ریختیم. این تشکل ، متشکل از چند انجمن اسلامی دانشجویی بود که اگر چه می خواست مستقل باشد ولی عملا به راست گرایش داشت و در دهه ی شصت به شدت با انحصار گری مطلق نیرو های چپ اسلامی که قدرت را در دانشگاه از طریق، جهاد دانشگاهی،دفتر تحکیم،شورای انقلاب فرهنگی و مدیریت ها و در کشور از طریق نهاد های قدرت و با حمایت احمد خمینی و بیت امام، قبضه کرده بود مبارزه می کرد. در هر حال این دوره ،رقابت در بین نیرو های درون نظام بود که من نیز در همین زمینه فعالیت خودم را ادامه دادم.

10-در سال 63 ضمن اعلام موجودیت اتحادیه ی مذکور از طریق برگزاری اردو های فرهنگی-سیاسی، من به شورای دانشجویی حزب جمهوری اسلامی پیوستم که به دنبال تعطیلی فعالیت های ان حزب در سال 64 ،عملا این همکاری نیز به پایان رسید.اما فعالیت های اتحادیه ی دانشجویان را در کنار ادامه تحصیل در دوره ی مهندسی عمران در دانشگاه پلی تکنیک ادامه دادم.

11-بار دیگر در پایان سال 1364 و برای بار سوم برای یک دوره ی 3 ماهه به صورت داوطلب در جبهه های جنوب حضور یافتم و به عنوان عضوی از گردان تخریب لشکر سیدالشهدای تهران و کرج، در عملیات فکه و پاک سازی میدان های مین شرکت کردم و در اواخر بهار 65 به سر کلاس درس و امتحانات پایان ترم برگشتم.

12-با مشاهده ی وضعیت جبهه ها در سال 65 و بی انگیزه بودن نیرو ها و دروغ گویی فرماندهان که خود از نزدیک شاهد بودم و به کشتن دادن جوانان، و بالا گرفتن جنگ قدرت در راس حکومت ،بین روحانیت- روحانیون که روحانیت مبارز به رهبری مهدوی کنی از این سو و بیت ایت اله خمینی و شخص احمد خمینی از ان سو ،را بازیگردان این جنگ قدرت می دیدم، تصمیم گرفتم که به جبهه ها برنگردم. این در حالی بود که پیش تر دو برادرم – احسان و ابوذر -در جنگ شهید شده بودند ویک برادر دیگرم -حمید-درگیر در جنگ بود. فعالیت های خود را بر امور اموزشی-فرهنگی و سیاسی-تشکیلاتی متمرکز کردم.تشکیل اردو های فرهنگی برای دانشجویان و بسط اندیشه های فلسفی-سیاسی به هدف تقویت بنیه ی فکری-تشکیلاتی اتحادیه و انجمن های عضو ،محور اصلی تلاش های من در این دوره بود.در این دوره بود که سلسله اردو های فرهنگی-سیاسی دانشجویان که اولین ان زیر نام «نقش و رسالت انجمن های اسلامی دانشجویان» در پاییز 63 در دانشگاه علم و صنعت ایران شروع شد و به دنبال زیر عنوان«اردو های فرهنگی دانشجویی شهدای 72 تن» ادامه یافت و اخرین ان که چهاردهمین نیز بود ، در سال 77 و زیر عنوان «جنبش دانشجویی و نهضت اصلاحی اخیر»بود را با دوستان راه اندازی کردم.

بیست دوسالگی

بیست دوسالگی

اولین اردوی فرهنگی اتحادیه؛ نقش و رسالت انجمن های اسلامی دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت ایران.

Scan10120

سال 1365 جبهه ها ی جنوب

«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش یک

13 سپتامبر 2013

تاریخ تولد:1/فروردین/1338/خورشیدی.
خط و زبان: پارسی
محل تولد: روستای «در» از توابع شهرستان گلپایگان از فلات مرکزی ایران.


میزان دانش اموختگی و دوره های گوناگون:
الف -دوره ی ابتدایی-نظان قدیم اموزشی- ورودی در مهر/1344 در» دبستان دانش در» و اتمام با مدرک ششم ابتدایی در سال 1350 در همان روستا.
ب -دوره ی متوسطه-دبیرستان-.  ورودی در مهر ماه 1350 و در دبیرستان فردوسی گلپایگان-سال هفتم و هشتم دبیرستان-. ادامه ی ان  مهر/1352 در کلاس نهم  در دبیرستان امیرکبیر ابادان.1353   / و 1354/ کلاس های دهم و یازدهم ریاضی- در دبیرستان رازی  شهر ابادان.
سال 1355 در دبیرستان فرخی ابادان و اخذ دیپلم ریاضی  در خرداد 1356 از همان دبیرستان.
پ- دوره ی عالی: ورود به مدرسه ی عالی ساختمان وابسته به دانشگاه پلی تکنیک تهران در مهر ماه/1356 خورشیدی.پایان دوره ی عالی با مهندسی عمران از دانشگاه پلی تکنیک تهران-امیرکبیر-در سال  1368/خورشیدی.


وضعیت خانوادگی و شغلی :
الف- ازدواج در سال 1358 در سن 20 سالگی با خانم محبوبه ی علی نقیان-سن 16 سالگی-.
ب- دارای 6 فرزند که به ترتیب از این جمله اند: معصومه-زینب-متولد سال 1360. محمد و علی-دو قلو-متولد 1362 . صدیقه متولد 1366 . حسین متولد 1368. فاطمه متولد 1371.
ساکن تهران-سعادت اباد-
– شغل: روزنامه نگار که به دلیل توقیف نشریه ی پیام دانشجو که سمت سردبیری و مدیر مسئولی اش را بر عهده داشته ،  به    و نشریات ندای دانشجو-هویت خویش و گزارش روز که سمت سردبیری و تدارک چاپ و انتشار ان ها را بر عهده داشته ام، اینک به مدت 17 سال است که بیکار و به جای ان زندانی سیاسی هستم.


شرایط سیاسی-اجتماعی:
1- در سال 1356 و با بدو ورود به دانشگاه به ازادیخواهان مستقل از گروه های سیاسی موجود-مذهبی و چپ- ،پیوسته و مخالفت خود را  با رژیم حاکم  از سال 56 و  با فعالیت در جنبش دانشجویی به ویژه به مناسبت  بزرگداشت 16 اذر 1332 که سه دانشجو توسط رژیم شاه کشته شدن، شروع کردم. به دلیل همین مبارزات درترم دوم سال 56از دانشکده اخراج موقت گردیدم.
در سال 57 در مبارزات جنبش دانشجویی و  توده های مردم علیه نظام حاکم و در اکثر میتینگ ها و تظاهرات خیابانی فعال بوده و در همین سال تحت تاثیر افکار ایدئلوژیک شریعتی و رهبری سیاسی-مذهبی ایت اله خمینی به گروه مذهبی-انقلابی انجمن اسلامی دانشجویان پیوستم.
2-با پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 عملا فعالیت های فرهنگی-سیاسی-تشکیلاتی خود را در انجمن اسلامی دانشجویان ادامه داده و به زودی در گروه رهبری این انجمن در امده و با مطالعه ی کتب فلسفی مطهری-طباطبایی دو تن از فیلسوفان معاصر اسلامی،از مروجین اندیشه ی اسلام انقلابی شدم.از جمله کار های فرهنگی در این دوره تشکیل جلسات اموزش فلسفی اندیشه ی اسلام انقلابی برای دانش اموزان و دانش جویان  و چاپ و انتشار اثاری از مطهری بود.
3-در تابستان 1358 جزو اولین گروه دانشجویی اعزامی از دانشگاه پلی تکنیک تهران به جهاد سازندگی به منطقه ی دور افتاده ی خور بیابانک در نطنز اصفهان بودم.
4-در پایان سال 58 به عنوان نماینده ی انجمن اسلامی در شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت بودم.در همین رابطه و به دنبال صدور پیام نوروزی خمینی در سال 59 جزو دانشجویانی بودم که دست به حرکت ضد فرهنگی  به اصطلاح انقلاب فرهنگی زدیم که همواره از بابت شرکت خود در این حرکت، اگر چه نقش موثری نداشته ام اما از مردم ایران به ویژه دانشجویان و اساتیدی که به بهانه ی این حرکت ،از دانشگاه اخراج شدند ،پوزش خواسته و می خواهم.
5-به دنبال تعطیلی دانشگاه ها در سال های 59-60 و 61 ضمن تداوم فعالیت های انجمن اسلامی در قالب کمیته های فرهنگی که کار  بحث و بر رسی رو ی اندیشه های فلسفی و مذهبی را ادامه داده و از جمله چند کتاب از مطهری را چاپ و منتشر نمودیم، برای مدت موقتی در  بنیاد مسکن شمیران فعال و دو سال اموزشی را به عنوان مسئول امور تربیتی و معلم دینی در دبیرستان های دانشگاه ملی و دبیرستان  بزرگ تهران مشغول به فعالیت بودم.

دوازده سالگی - حشمت الله طبرزدی در کودکی

دوازده سالگی – حشمت الله طبرزدی در کودکی

خواهر مهندس طبرزدی -  فرح

خواهر مهندس طبرزدی – فرح

شانزده سالگی - آبادان

شانزده سالگی – آبادان

نوزده سالگی - دانشجو - تهران

نوزده سالگی – دانشجو – تهران