«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش سوم

by

13-سال 67 به دنبال نزدیک شدن به پایان جنگ ،کارهای خود در حوزه ی فرهنگی-سیاسی-تشکیلاتی را گسترش داده و اولین شماره از نشریه ای که بعدا به «پیام دانشجو»معروف شد را زیر عنوان «فصل نامه ی پیام دانشجوی بسیجی»با همکاری شورای مرکزی اتحادیه چاپ و منتشر کردیم. نام نشریه را از پیام ایت اله خمینی که گفت: « فرزندان بسیجی ام پاسدار اصول نه شرقی نه غربی در دانشگاه باشند» بر گرفتیم. این نشریه ابتدا به نام فصل نامه بعدا به نام ماهنامه و در ادامه به نام پیش شماره و بعدا به نام هفته نامه ی پیام دانشجو ی بسیجی و در نهایت با نام «پیام دانشجو» منتشر گردید.
14-به دنبال درگذشت ایه اله خمینی در سال 1368 از رهبری خامنه ای حمایت کردیم و این در حالی بود که پیش از مرگ خمینی، از ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی پشتیبانی کرده بودیم. پشتیبانی ما از این دونفر به دلیل خط فکری ما در دهه ی شصت و به ویژه رقابت جدی با خط امام و چپ اسلامی طی یک دهه و باور راسخ به تداوم خط انقلاب پس از فوت رهبری انقلاب بود. تا ان جا که در یک اقدام انفعالی در برابر خط امامی ها که می گفتند با فوت امام خمینی،انقلاب پایان گرفته است،از خامنه ای به امام تعبیر کردیم تا نشان دهیم که انقلاب متکی به افراد نیست. به همین دلیل با فوت خمینی و شکل گیری دستگاه رهبری جدید، فرصت را برای گسترش فعالیت های خود مناسب تر دیدیم.همه ی این اقدامات در چارچوب ارمانگرایی ایدئولوژیک به مثابه ی یک فکر غیر واقع بینانه و افراطگری مذهبی بود که در نهایت به اشتباه بودن ان پی بردیم.
15-بنابراین در چارچوب یک اندیشه ی ایدئولوژیک و توهم الود به نیت رسیدن به مدینه ی فاضله ،از سال 68 تا 73 به مدت 4 سال، بسط فعالیت های تشکیلاتی سیاسی اتحادیه بود. تا ان جا که مجوز فعالیت «پیام دانشجو»به عنوان هفته نامه ای سراسری را از وزارت ارشاد کسب نمودیم ؛مجوز فعالیت «اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و دانش اموختگان» به مثابه یک تشکل سراسری را از وزارت کشور دریافت نمودیم و پیشنویس اساسنامه ی فعالیت های تشکل اسلامی در دانشگاه ها راتهیه و من به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی بردم و از ان دفاع کردم. برای این که تا ان زمان فقط انجمن های اسلامی حق فعالیت قانونی در دانشگاه را داشتند و با ان مصوبه این انحصار شکسته شد. در این دوره از فعالیت های فرهنگی- سیاسی و در قالب اتحادیه،در نسبت با تشکل رقیب، قدرت تشکیلاتی اتحادیه بسیار افزایش یافت و بر خلاف نظر کسانی که مدعی هستند، اگر به طبرزدی پست داده بودند نظرش بر نمی گشت،چنانچه در موضع پیشین خود ایستاده بودیم به لحاظ سیاسی حتا ،امکان نفوذ فراوانی داشتیم.در این دوره یعنی تا سال 1371 من چند مقاله یا جزوه ی فرهنگی نوشتم که نشانگر دیدگاه من در ان دوره نسبت به مسائل اجتماعی بود. یکی از این مطالب، سلسله مقالاتی زیر عنوان «روحانیت و حاکمیت » بود. در این مقالات نا رضایتی خود از صنفی شدن حکومت را بروز داده بودم.در نقدی که بر نظرات دکتر سروش و در سال 71 در یک سخنرانی در دانشگاه اصفهان انجام دادم که به صورت کتابی چاپ شد، دیدگاه خود در مورد ولایت فقیه را ابراز داشته و اعلام کردم که ولایت فقیه به مفهوم حکومت فردی نیست ،بلکه ولایت اصول ایدئولوژی است. ولایت مکتب و ایدئولوژی است. این متن زیر عنوان «ارمان گرایی و دنیاگرایی» چاپ شد.بعدا دریافتم که بر خلاف ان باور ما،حکومت ولایت فقیه به حکومت فردی و نیز صنفی تبدیل شده ولی ما در توهم حکومت اصول دینی سیر می کرده ایم. این سرنوشت اندیشه های غیر عقلانی و غیر خردورزانه است که پایان قرن بیست را باید پایان مشروعیت و کارامدی ان دانست.
16-سال 1372 اگر چه سالی بود که ما از وضعیت موجود ناراضی بوده و از سال 71 با صدور اعلامیه هایی هرچند با جهت گیری خاص که ناشی از نااگاهی ما از بافت و ساخت قدرت و نیروهای درگیر در ان بود ،به شدت به دولت به دلیل تجمل گرایی و رشد فاصله ی طبقاتی و گرانی و تورم حمله کرده بودیم ، اما به نا چار و از ترس روی کار امدن کسانی چون احمد توکلی که مورد پشتیبانی بازار و افرادی چون اذری قمی بود ، و با توهم دفاع از اصول انقلاب و نظام، بار دیگر در انتخابات ریاست جمهوری از هاشمی رفسنجانی پشتیبانی کردیم. اما طی این دوره و مشاهده ی فاصله ی فاحش طبقاتی به مرور به نیرو های ناراضی تبدیل شدیم. این نارضایتی حد اقل در من از سال 63، ان گاه که مسئولین وقت دستگاه قضایی و بنیاد شهید، به دلیل یک اختلاف خانوادگی به مدت یک ماه پدرم را زندانی کردند و در سال 64-65 در اوج عملیات فاو، ان گاه که جنگ قدرت بین روحانیون و روحانیت و با دخالت اشکار بیت امام ، به راه افتاد و در سال 67 که ایت اله خمینی اقای منتظری را برکنار کرد، ریشه دار بود که هر گاه به مصلحتی ان را سرکوب کرده بودم. گویا قرار بود ان جوانه ی نارضایتی در ذهن و روحم باقی بماند و رشد کند تا در زمان مناسب،بیرون بزند. این نارضایتی و اعتراض را در جلسات خصوصی مطرح می کردیم اما علنی نکردیم.این گونه نبود که در سال 73 و به نا گاه چرخش سیاسی کرده باشیم.این مسئله امری ریشه دار بود که در خاطراتم خواهد امد.
پایان سال 72و شروع نیمه ی دوم سال73 پایان ارمانگرایی افراطی و توهم ایدئلوژیک ما نیز هست. این دو رویکرد کاملا متضاد را در دو دوره از انتشار هفته نامه ی پیام دانشجو به خوبی می شود دید.

 فصل نامه ی پیام دانشجوی بسیجی - سال68

فصل نامه ی پیام دانشجوی بسیجی – سال68

ماهنامه ی پیام دانشجوی بسیجی -  سال71

ماهنامه ی پیام دانشجوی بسیجی – سال71

پیش شماره ی پیام دانشجوی بسیجی - سال72

پیش شماره ی پیام دانشجوی بسیجی – سال72

هفته نامه ی پیام دانشجوی بسیجی -  سال 73

هفته نامه ی پیام دانشجوی بسیجی – سال 73

و در نهایت؛ هفته نامه ی سر افراز پیام دانشجو.

و در نهایت؛ هفته نامه ی سر افراز پیام دانشجو.

حمایت از رفسنجانی در سال72

حمایت از رفسنجانی در سال72

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: