«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش چهارم

by

17-سال 73 زمان بیرون زدن جوانه ی نارضایتی و اعتراض علیه دوگانگی بین حرف و عمل،تبعیض و نابرابری،فساد و گرانی و خلاصه ان چه در تناقض با اصول انقلاب و اسلام مورد نظر ما می نمود و تا ان زمان باور کرده بودیم و از طریق هفته نامه ی پیام دانشجو بود. این هفته نامه در شهریور 1373 به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی من و همکاری شورای مرکزی اتحادیه در قالب هیئت تحریریه، منتشر گردید. پرویز سفری،جواد امامی، محمد مسعود سلامتی؛ محمد حسن علیپور و محمد میر ابراهیمی، علی رضا سرافراز و جاوید علیوندی از جمله ی این اعضا بودند که محمد حسن علیپور سمت سردبیری ان را نیز بر عهده داشت. برخلاف تبلیغات دروغ جناح راست و چپ حکومتی ،نه پایه گذاری اتحادیه از سوی مقامات حکومتی بود ونه راه اندازی پیام دانشجو. ما خود به عنوان گروهی جوان که همواره برای اهداف خود از زندگی و حتا جان مایه می گذاشتیم، و از گروهها ی ارمانگرای اسلامی-انقلابی،به حساب می امدیم این دو نهاد را تشکیل و اداره کردیم. کسانی چون پرویز سفری،جواد امامی،محمد میر ابراهیمی و من امتحان خود در پای حرف هایمان را در جبهه های جنگ پس داده بودیم و اکثر اعضای اتحادیه از زندگی خود در راه ارمان ها گذشته بودند. این ها کسانی نبودند که به امر این و ان عمل کنند. بلکه صرفا از روی توهم ایدئلوژیک به چیز هایی باور کرده بودیم و از کسانی دفاع می کردیم. این نوع ارتباط را فقط انهایی می دانند که خود در این توهمات و احساسات انقلابی و خرد ستیز گیر افتاده باشند. رابطه ی نیروهای ارمانگرا از این نوع با مسئولین دولتی از نوع روابط بورکراتیک یا اداری نیست. مثل روابط اعضای تشکیلاتی حزب به دلیل مرامنامه ی مشترک است.فراموش نمی کنم کسانی از قلم به دستان اصلاح طلب که از امکانات وسیع دولت اصلاحات برخوردار شده بودند،حدیث نفس کرده و مثلا رفسنجانی را پایه گذار ،یا راه انداز اتحادیه قلمداد می کردند. این امر ناشی از نا اگاهی یا بدنیتی ان ها بود. من شخصا به اشتباه بودن راه ایدئلوژیک اتحادیه و بلکه نظام فکری-سیاسی-حقوقی به وجود امده ،پس از انقلاب بهمن 57 اذعان صریح دارم، اما از تحریف تاریخ توسط افرادی نا اگاه یا مغرض به شدت متنفرم.
18-هفته نامه ی پیام دانشجو موجب شد تا ما بتوانیم با بخشی از جامعه و افکار و زندگی ان، اشنا شویم و از توهم ایدئولوژیکی که طی بیش از یک دهه در ان گرفتار امده بودیم رهایی یابیم و واقعیت را ان گونه که هست ببینیم نه ان گونه که دوست داشتیم یا فکر می کردیم. البته به نظر خودم ،ما هیچ گاه حکومتی به معنای جذب منافع مادی-سیاسی و رنگ حکومتی گرفتن ، نشدیم. در واقع در سیستم اداری-مالی قدرت قرار نگرفتیم و جاذبه های معمول ناشی از پست و مقام و ثروت ما را به درون خود نکشید. همواره حس مردم گرایی و حقیقت یابی را داشتم اگر چه به اشتباه ان را در حمایت از جمهوری اسلامی و ایدیولوژی اش دیده بودم. نطفه ی نا رس اعتراضی، که پیشتر از ان حرف زدم، ناشی از همین واقعیت بود و انتشار هفته نامه و شنیدن درد دل های مردم و دیدن گزارش های اجتماعی، موجب شد تا ان نطفه ی نارس اعتراضی شرایط رشد جنینی خودش را خیلی سریع تر طی کند و به همین دلیل در شماره ی 20 هفته نامه با عنوان»بی پرده و صریح با رییس جمهور» و انتقاد شفاف و شجاعانه از هاشمی رفسنجانی، وارد مرحله ی کاملا نوینی در زندگی سیاسی شده و پرچم مبارزه علیه زر،زوز، و تزویر را در دست بگیریم. در ان دوره رفسنجانی نماد قدرت مطلق در جامعه بود و در افتادن با او از سوی مردم به در افتادن با شاخ گاو تعبیر می شد.او با مردان قدرتمندی چون فلاحیان،در وزارت اطلاعات، رفیق دوست در بنیاد مستضعفان،عادلی و نور بخش در بانک مرکزی و امور اقتصادی،مرعشی در امور مالی مربوط به خاندان،سردار افشار در بسیج،کرباسچی در شهرداری که حتا کارکنان شهرداری قدرت هر نوع برخورد با شهروندان عادی را پیدا کرده بودند و رازینی در دادگستری و سردار نقدی در اطلاعات نیروی انتظامی،شیخ محمد یزدی در قوه ی قضاییه، هر صدای مخالفی را زیرکانه در نطفه خفه می کرد.ایستادگی در برابر این جریان بود که پیام دانشجو را به تیراژ واقعی 500 هزار نسخه ای رسانید.البته از ابتدای انتشار هفته نامه، بر خط عدالت طلبی و مبارزه با تبعیض و نابرابری و فساد تاکید داشتیم که سرمقاله ها موئید این ادعا است. اما هنوز برداشت درستی از واقعیت نداشته و لازم بود با واقعیت های اجتماعی به دور از پیش فرض های توهم زای ایدئلوژیک برخورد داشته باشیم تا در یابیم راهی که پیش تر می رفتیم به ترکستان بود که بود.
19- این در حالی است که پیشتر با نوشتن یک سلسله از سرمقاله ها زیر عنوان»روحانیت و حکومت» نشان داده بودم که حکومت فعلی نه اسلامی که صنفی یا الیگارشی است .همه ی مناصب قدرت به صورت رسمی و حقوقی یا عینی در دست روحانیون و فقها است. با نوشتن ایدیولوژی انقلاب، بر گرفته از گفته های ایت اله خمینی، نشان داده بودیم که عدالت و نفی تبعیض و مبارزه با فقر و نابرابری از مبانی انقلاب بوده و در اولین شماره ی هفته نامه با مقایسه ی زندگی کاخ نشینان بهره مند از رانت قدرت با زندگی گل خاتون پیر زن حاشیه نشین بلوچستانی،زیر عنوان «سایه ی سیاه فقر» به جنگ حامیان زر،زور، و تزویر رفته و مبانی یک قیام عدالت طلبانه و ازادی خواهانه را تدوین کرده بودیم.در تمام این کارها مجموعه ی اتحادیه با هم عمل می کرد.در واقع توهم در راه حق بودن و توهم خود حق بینی،موجب این نشده بود که حس عدالت خواهی در ما به کلی از بین برود. بسیاری ادم های ارمانگرا و افتاده در دام اندیشه ی ازادی کش ایدئولوژی گرایی، ادم های مسخ شده ای هستند اما لزوما ادم های بدی نیستند. نیاز به فرصت هست تا به مرور به خود ایند و واقعیت را درست ببینند.
20- پیام دانشجو در19شماره ی اول خود نمونه ای از ادم هایی با اندیشه ی مسخ شده را نشان می دهد که در عین حال،ادعای عدالت و مبارزه با تبعیض را هم دارند. در واقع در عین حال که در تاریکی و سیاهی زیست می کنند اما روزنه ای از سپیدی هنوز در درون ان سیاهی وجود دارد که ممکن است به سپیدی گرایش یابد و بر سیاهی حاکم گردد. در مقام مقایسه ، درست مثل ان ایده ی مکتب بودیزم که سپیدی از درون سیاهی بیرون می اید و این دو همواره با هم در نبرد هستند.ان روزنه ی سپیدی که در درون قلب یا اندیشه ی ما وجود داشت از طریق اعتراض علیه مفاسد مالی-اداری و در شکل افشاگری بیرون زد و گسترش یافت.اعتراض به اختلاس 123 میلیاردی و برخورد ناصحیح حاکمین با این اقدام ما و اعتراض به تبعیض در بین حاکمان و اعتراض به دولت و شخص رفسنجانی ، و تلاش حکومت برای ساکت کردن ما با روش های بسیار ناصواب موجب بزرگتر شدن روزنه ی دید ما به روشنایی شد. ابعاد افشاگرایانه و اعتراضی پیام دانشجو اما متوقف نشد و به ویژه با افشای اختلاس تاریخی 123 هزار میلیارد تومانی که توسط باند فاضل خدادا-رفیق دوست ها صورت گرفت، نشان دادیم که فساد مالی-اداری- سیاسی، تمام تار و پود حکومت در همه ی سطوح را در برگرفته است.
جالب این است که در سال 73 با انجام مجموعه ای از تلاش ها در نقد و افشاگری و روشنگری، مسئله ی اصلاح گری در روند موجود را طرح کردیم.بعدا در سال 77 یعنی 4 سال بعد بار دیگر سخن از نهضت اصلاحی به میان اوردیم. این اصلاح گری ما که از پایین و با شیوه ی مبارزاتی و به چالش کشیدن قدرت مطرح شد، توسط جناح چپ حاکمیت و پس از 2 خرداد 76 به انحراف کشانده شد. در ادامه توضیح خواهم داد.
21- ماجرای افشای اختلاس 123 میلیارد تومانی(نماد زر) و موضع گیری علیه حاکمیت صنفی روحانیون سیاسی حکومتی،که همه ی قدرت را در قبضه ی خود در اورده اند(نماد تزویر) همراه با نقد بی پرده و صریح رفسنجانی که در ان دوران دارای قدرت مطلق در کشور بود(نماد زور)، ما را با باندهای مافیایی قدرت در حکومت درگیر کرد که به صورت نمادین از ان به «باند قدرت» تعبیر می کردیم.
22-همین امر موجب شد تا شماره ی 34 هفته نامه با شکایت محسن رفیق دوست و اعمال نفوذ مستقیم رییس وقت قوه ی قضاییه یعنی شیخ محمد یزدی،توقیف شود. اما کار به این جا ختم نشد. بخش بزرگی از نهاد های قدرت علیه هفته نامه بسیج شدند که بخشی از ان ها از این عبارت بودند:1-بنیاد مستضعفان به ریاست محسن رفیق دوست.2 – بانک صادرات به ریاست ولی اله سیف مدیر عامل بانک.3 – بسیج تهران به ریاست سردار افشار.4-شهرداری تهران به ریاست کرباسچی.5 -زندان اوین به ریاستلاجوردی-پیشوا.6 – مرکز موزه و دفینه ی بنیاد به ریاست احمد قدیریان از یاران معروف اسد اله لاجوردی و چند فرد و نهاد دیگر. این شکایت ها و درگیری ها با اعمال نفوذ ان ها از طریق وزارت اطلاعات فلاحیان و دادگستری به ریاست رازینی و سایر عناصر تند رو و سرکوبگر،منجر به توقیف 7 ماهه ی پیام دانشجو شد.این کار در 14 مرداد 1374 اتفاق افتاد.
23-افزون بر این شکایت ها و مقابله های باند قدرت،گروه فشار در اردیبهشت همان سال به دفتر هفته نامه حمله ور شد و ضمن تخریب اموال دفتر نشریه و اتحادیه و ایجاد رعب و وحشت،برخی اعضای دفتر از جمله پرویز سفری،محمد مسعود سلامتی، جواد امامی و …را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد. همچنین در روز 14 مرداد و به دلیل برگزاری میتینگ اعتراضی به توقیف غیر قانونی نشریه در محوطه ی دانشگاه تهران، وزارت اطلاعات به دفتر نشریه یورش اورد و من را ربود و با بستن چشم ها به جای نامعلومی برد و تا نیمه های شب مورد بازجویی و تهدید و فشار سنگین روانی قرار داد. بازجوی پرونده فردی به نام سیادتی بود که بعدا با نام دکتر سعیدی معاونت اقازاده در سازمان انرژی اتمی را عهده دار شد. برخورد ان شب سیادتی و تیم بازجویی با من به اندازه ای وحشتناک بود که انتظار داشتند برای همیشه کار مطبوعاتی را بوسیده و کنار بگذارم.

 گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

 گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

 گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

گزارشی در اولین شماره ی پیام دانشجو و مقایسه ی زندگی گل خاتون با کاخ نشینان حکومتی در پایتخت.

 تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

 تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

 تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

تصاویری از روند سخن هفته و از اولین شماره در راستای مبارزه با فساد و تبعیض و بی عدالتی حکومتی و به قلم مدیر مسئول.

شماره ی 20 تاریخی هفته نامه که موجب شد ما گام مهمی در چرخش سیاسی خود برداریم.

شماره ی 20 تاریخی هفته نامه که موجب شد ما گام مهمی در چرخش سیاسی خود برداریم.

 افشای اختلاس 123 میلیاردی.

افشای اختلاس 123 میلیاردی.

نقد برنامه ها و عملکرد کانون های مهم قدرت را یک اقدام اصلاحی می دانستیم.

نقد برنامه ها و عملکرد کانون های مهم قدرت را یک اقدام اصلاحی می دانستیم.

 حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

2 (4)

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

2 (5)

حمله ی گروه فشار به هفته نامه. توقیف شماره ی 34 و نقد انصار حزب اله و یا یا لثارات الحسین بر پیام دانشجو پیش از حمله و بر جا گذاشتن یک نسخه از ان در محل حمله.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: