Archive for دسامبر 2013

«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش پانزدهم

29 دسامبر 2013

میتینگ 26 مهر در پارک لاله.

37-در استانه ی انتخابات شورا ها قرار گرفتیم و برگزاری این انتخابات فقط به دلیل فشار افکار عمومی و برای سهیم کردن بخش بزرگتری از مردم در قدرت بود که تا ان سال و توسط دولت های پیشین انجام نگرفته بود. ما به سهم خود فضا سازی های زیادی در همین حوزه انجام دادیم و از دولت جدید می خواستیم تا قانون شورا ها هر چه زودتر اجرایی شود. خواهان این بودیم که شورا ها مشمول قانون استصوابی نشود و به همین دلیل خواهان برگزاری میتینگ در پارک لاله بودیم. برای این که میتینگ 4 خرداد در پارک لاله نا تمام ماند و عبداله نوری توسط مجلس پنجم به ریاست ناطق نوری و اکثریت اقتدار گرایان/در برابر اصلاح طلبان، از وزارت کشور بر کنار شد و موسوی لاری یکی از اعضای روحانیون مبارز که اخوندی میانه رو بود، جای او را گرفت.در هر حال وزارت کشور با میتینگ ما زیر شرایط سخت و محدود کننده ای موافقت کرد. قطعنامه و حتا شعار ها و نام سخنرانان و برنامه را به ان ها دادیم و چند جلسه نشست و مذاکره نمودیم. ان میتینگ در 26 مهر 77 در پارک لاله انجام گرفت و این بار نیز با استقبال جوانان و دانشجویان روبرو شد ومن در ان جا سخنرانی کردم و حکومت را به دلیل این که در مقابل حمله ی گروه فشار در پارک لاله به دانشجویان دختر و پسر کاری انجام نداد -منظور خامنه ای و نهاد های استصوابی- را با استناد به سیره ی علی ،مورد سرزنش قرار دادم. اما فقط موفق شدم حدود 10 دقیقه صحبت کنم. در ان جا نیز از انتخابات ازاد دفاع کردم.در ان میتینگ دکتر جواد امامی و پرویز سفری سخنرانی کردند. البته شرایط بسیار سخت بود که حتا به دلیل حساسیت های زیاد، منوچهر محمدی امکان سخنرانی پیدا نکرد و ما ناگزیر بودیم درخواست برای میتینگ را به نام اتحادیه و نه جبهه ی متحد دانشجویی بدهیم.امامی و سفری در مورد لزوم قانون گرایی و الزامات جامعه ی مدنی صحبت کردند. من در ان جا اعلام کردم که وقتی علی می گوید که به دلیل این که در گوشه ای از مملکتی که زیر قدرت حکومتی من است، خلخال از پای یک زن یهودی بیرون کشیده اند ،اپر من بمیرم بهتر است تا حاکم باشم. حال من از اقایان می پرسم چرا اجازه می دهید که در دوره ی زمامداری شما ، گروه حزب اله که منتسب به شما است، سیلی بر گونه ی یک دختر مسلمان بزند اما شما هیچ سخنی نگویید.

همان گونه که اشاره کردم در ان میتینگ نیز بیش از چند هزار نفر شرکت کردند و پوشش خبری ان از طریق رسانه های بین المللی نیز زیاد بودو اصولا میتینگ های ما در ان دوره تا حدود زیادی تاریخی بود. از دیگر سو تعداد زیادی از نیروهای انتظامی برای پیشگیری از حمله ی گروه فشار در انجا حاضر بودند و فراموش نمی کنم که از پارک لاله تا خیابان امیر اباد منتهی به فاطمی، من را از درون یک مسیری انتقال دادند که دوطرف ان را نیرو های انتظامی احاطه کرده بود. به همین دلیل میتینگ تا حدود زیادی در یک فضای امنیتی-انتظامی بر گزار شد. اگر چه ما تلاش کردیم ، برنامه های خود را عملی سازیم و مسئولین وزارت کشور به هدایت لاری-تاج زاده نیز سعی کردند برنامه برگزار شود و موفقیت خود را به رخ جناح اقتدارگرا بکشند.

شهادت فروهرها

پس از برگزاری میتینگ 26 مهر77 زنده یاد فروهر دسته گلی به نشانه ی مواضع مترقی و شجاعانه در برابر جناح حاکم و اقتدار گرا برای ما فرستاد. با کمال تاسف اما در اول اذر ماه بود که خبر شهادت فرو هر ها همچون بمب در همه جا پیچید . در تاریخ 2-3 روز پیش از شهادت فروهر ها من با یکی دوتا از دوستان در منزل فروهر جلسه داشتم و در باره ی شورا ها و ائتلاف احتمالی صحبت می کردیم که بعدا که من را به عنوان مطلع برای بازپرسی در مورد شهادت فروهر ها دعوت کردند، قاضی پرونده به من گفت که شما با ایشان جلسه داشتید که ضبط شده (منظور شنود شده) و با فروهر ارتباط نزدیکی داشته اید. از نظر تو چه کسی می تواند در قتل ها نقش داشته باشد که گفتم حکومت. دلیل این امر را ارتباط دانشجویان و جوانان با فروهر و ترس حکومت از قدرت گرفتن فروهر دانستم که بعد ها معلوم شد که حدس درستی بوده است .در هر حال در چنین حال و هوایی بودیم که خبر ترور ها راشنیده و بهت زده شدیم. به محض انجام ترور ها برای من نیز پیام امد که طبرزدی نیز در لیست است و راستش، من سایه ی سنگین ترور را بر سر خود حس می کردم. به همین دلیل ان روز که جلسه ی مربوط به «نسبت دین و دولت » که سلسله مباحث فلسفه ی سیاسی بود که احتمالا 2 شنبه پس از ظهر ها در دفتر اتحادیه، برگزار می کردم، تعطیل شد و دلیل تعطیلی اش پیام غیر مستقیم یک جاسوس سعید امامی مبنی بر تداوم ترور ها حتا در ان جلسه بود. ان شب رادیو فرانسه با من تماس گرفت و از عاملین احتمالی قتل ها پرسید و من با ان فضای وحشتناکی که با ترور و پس از ترور ایجاد کرده بودند با محافظه کاری اشکا ر، ان ترور ها را به باند های مافیایی ارتباط دادم و گفتم چنین اقدامات ضد انسانی از هیچ کس جز ان ها ساخته نیست و نبود و بودند.

ترورها یکی پس از دیگری انجام می شد و سایه ی سیاه ان بر سر ما می گردید. یادم هست پیش از ان و در ابان وشاید مهر ماه جبهه ی متحد دانشجویی با جوانان حزب ملت ایران، برنامه ی کوه داشت که با این ترور ها ان برنامه نیز تق و لق یا تعطیل شد.در هر حال فصل ترور شروع شده بود اما به مناسبت تشییع جنازه ی فروهر ها جمعیت چند هزار نفری دست به راهپیمایی زدند که اکبر محمدی و کثرانی دستگیر شدند و شعار های تند ضد حکومتی از همین جا تشدید شد. می رفت تا زمینه ی برخورد بین دانشجویان و جوانان خشمگین با حکومت به وجود بیاید و نیروی انتظامی-گروه فشار انصار و اطلاعات، در این دوره بسیار فعال بوده و با خشونت رفتار می کردند. اقای دری نجف ابادی وزیر تحمیلی خامنه ای به خاتمی بود و خاتمی همچنان وقت می کشت و جوانان و دگر اندیشان هزینه ی ان را می دادند. قتل های زنجیره ای یکی پس از دیگری اتفاق می افتاد و خاتمی کمیته ای به سرپرستی علی ربیعی یکی از امنیتی ها تشکیل داد تا واقعیت قتل ها را روشن سازد و البته خامنه ای نیز قتل ها را به امریکا و انگلیس نسبت داد و راه انحرافی زد اما در سخنان خود گفت که فروهر دشمن بی خطر بوده و پروانه ی فروهر نباید کشته می شد-نزدیک به مضمون-.

این دوره از تاریخ ایران از وحشتناک ترین دوره های تاریخ این سرزمین است.نویسندگان دگر اندیشی چون پوینده،مختاری،مجید شریف یکی پس از دیگری کشته می شوند و پیرزوز دوانی پس از ناپدید شدن به قتل می رسد. وزارت اطلاعات از لایه های تو در تو و جهنمی برخوردار است و ادم کشی را از دوره ی 15-16 ساله ی عمر خود که با ترور و شکنجه و سرکوب شدید مخالفین است به یادگار داشته و کسانی چون ری شهری و فلاحیان بر ان ریاست کرده اند و ترورهای زیادی در درون و بیرون کشور توسط همین نیروی جهنمی صورت گرفته است. سعید امامی یک ادمکش حرفه ای به عنوان معاون امنیت این وزارتخانه بوده و سعید حجاریان که خود از بنیانگذاران ان است می داند که در نهان خانه های ان چه می گذرد و به همین دلیل اطلاعات خود را در اختیار اکبر گنجی می گذارد تا به صورت هدایت شده به افشای بخشی از این نهان خانه ی جهنمی بپردازد و سر و صدای کسانی چون حسینیان بلند می شود.

انگار زمان ان رسیده است که امامی ها و مصطفا کاظمی ها و اکبر خوش کوش ها و باند های ادمکش قربانی شوند تا البته امران اصلی و فتوا دهندگان به قتل در پرده بمانند.با این حال دوره ی شکستن حلقه های نهان خانه های پر از اشباح نیز فرا رسیده بود و خون فرو هر ها هدر نرفت و تشت رسوایی سربازان گمنام امام زمان از پشت بام فرو افتاد و رسوایی بزرگی به بار اورد. اما دوران بسیار سیاه و وحشتناکی بود.

16 اذر 77

در همان دوره بود که به مرور جنبش دانشجویی از لاک دفاعی بیرون امد و به مرور بر سایه ی سیاه ترور و وحشت غلبه کرد و به بهانه ی روز 16 اذر که متعلق به جنبش همیشه زنده ی دانشجویی است، میتینگ هایی برگزار شد. جبهه ی متحد دانشجویی میتینگ خود را در روز 15 اذر و در دانشگاه تهران بر گزار نمود که گزارش ان را در تصویر اعلامیه های پیوست به همین بخش از مطلب با هم بخوانیم.

شایان توجه است که انتخابات خبرگان رهبری در ابان ماه همان سال با شرکت کمتر از 40 درصد واجدین شرایط برگزار شد و ما اعلام کردیم که فاقد مشروعیت است و چنین نیز بود. گزارش ان را در بخش بعدی خواهید خواند.

بیانیه در محکومیت گروه فشار به میتینگ 4 خرداد 77

بیانیه در محکومیت گروه فشار به میتینگ 4 خرداد 77

گزارش میتینگ 6 مرداد در دانشکده ی اقتصاد دانشگاه تهران

گزارش میتینگ 6 مرداد در دانشکده ی اقتصاد دانشگاه تهران

قطعنامه ی میتینگ دانشجویی 6 مرداد 77

قطعنامه ی میتینگ دانشجویی 6 مرداد 77

هشدار اتحادیه به خاتمی در مورد ترور ها.

هشدار اتحادیه به خاتمی در مورد ترور ها.

هشدار اتحادیه به خاتمی در مورد ترور ها.

هشدار اتحادیه به خاتمی در مورد ترور ها.

هشدار اتحادیه به خاتمی در مورد ترور ها.

هشدار اتحادیه به خاتمی در مورد ترور ها.

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

مربوط به میتینگ دانشجویی 16 اذر ماه 77

بیانیه علیه اقدامات غیر قانونی شیخ محمد یزدی.

بیانیه علیه اقدامات غیر قانونی شیخ محمد یزدی.

بیانیه علیه اقدامات غیر قانونی شیخ محمد یزدی.

بیانیه علیه اقدامات غیر قانونی شیخ محمد یزدی.

Advertisements

اتحاد عملی حول خواسته های معین؛نیاز امروز دموکراسی خواهان است.

29 دسامبر 2013

دوستان،عزیزان ،بزرگان ،سالاران،احزاب،انجمن ها،سندیکا ها،سازمان ها،رهبران،و همه ی کسانی که ازادی،عدالت، رفاه و امنیت،حقوق بشر،رهایی ،دموکراسی و سکولاریزم را حق و خواست اولیه ی خود می دانید.
در شرایط کنونی تحریم های بین المللی اگرچه بر مردم ایران فشار های وصف ناپذیری تحمیل کرده است اما تاثیر خود را بر حکومت گذاشته است. سیاست نرمش قهرمانانه ،شگردی است که راه را برای کوتاه امدن حکومت در برابر غرب باز می کند و به همین دلیل است که تسلیم نامه ی ژنو امضا شد.
سهم این تسلم نامه اما برای مردم ایران جز فقر و سرکوب و اعدام نیست. اگر چه رژیم مجبور است برای باج دادن به غرب،اصلاحاتی نیز در حوزه ی حقوق بشر انجام بدهد.
اما تا کی باید بنشینیم و خبر اعدام چند هم میهن یا خبر درگذشت ،بیماری و تبعید گروهی دیگر از زندانیان سیاسی و یا خبر محکومیت و بازداشت گروه دیگر را بشنویم و به سیاست غر زدن و گله و شکایت از این و ان که عادت کهن سالان از کار افتاده است، بسنده کنیم؟
این در حالی است که قدرت غیر پاسخگو تلاش دارد بر سیاست بازداشت و سرکوب و ایجاد رعب در بین مردم ادامه دهد تا مبادا ازادی خواهان، بر پاشنه اشیل حکومت که همانا نقض سیستماتیک حقوق بشر است فشار بیاورند و یا توده های گرسنه و فقیر دست به اعتراض بزنند و این فشار های ملی با فشار های بین المللی هم راستا شود و به فضای باز برای فعالیت های گسترده تر منتهی شود.باید با اقدام عملی خود، دست و پا زدن های قدرت غیر پاسخگو را بی اثر کنیم.
به عنوان یک مبارز راه ازادی و دموکراسی خواهی از همه ی شما که در راه مبارزه برای ازادی،عدالت،دموکراسی سکولار و حقوق بشر از من شایسته تر هستید ،دعوت می کنم، حول خواسته ی به حق و انی «لغو گام به گام اعدام و ازادی همه ی زندانیان سیاسی» گرد هم اییم و برای تحقق این همصدایی و اتحاد ،پیشنهاد های عمل گرایانه ی معینی ارایه دهیم و صدا های همدیگر در این راستا را تقویت نماییم و خواسته ی« نه به اعدام و ازادی زندانیان سیاسی» را به جنبش اجتماعی فراگیر تبدیل کنیم. با عنایت به این که پیش تر «کمپین لگام» توسط گروهی از مبارزان، در درون مرز اعلام و مورد پشتیبانی همه ی ما قرار گرفته است و می توان ان را گسترده تر کرد.
خوشبختانه جنبش سکولار دموکراسی خواهی با وجود تکثر و تنوع در تشکل ها اما به نیروی اجتماعی قابل توجهی مبدل شده است.
کلید واژه ی موفقیت ما در گام اول، امید ، خود باوری و اتحاد ما، حول مطالبه ی بالا است. پیروزی در گام اول، ساده ترین و شفاف ترین راه برای رهایی است.
این پیشنهاد را در روز 7 دیماه که سالروز هجوم امنیتی ها به خانه ام ، ربودن من ،بردن اموالم ،همراه با ایجاد رعب و وحشت در خانواده ام در 4 سال پیش بود، تقدیم می کنم.

حشمت اله طبرزدی/ 7 دی ماه/1392 خورشیدی.

حماسه ی 6 دی 88 ؛ جنایت حکومت گران و بی مسئولیتی اصلاح طلب ها.

26 دسامبر 2013

Gonah-Nabakhshodani

6 دیماه سال 88 به مناسبت روز عاشورا هواداران جنبش سبز به خیابان ها ریخته و مطالبات قانونی خود را فریاد زدند. من در مطالبی که پیش از ان روز نوشته بودم اعلام کردم که شایسته است اصلاح طلب ها و به ویژه شخصیت های روحانی طرفدار جنبش سبز پیشاپیش تظاهرات و از مساجد و حسینه ها به صورت دسته های سینه زنی به طرف میدان انقلاب و خیابان ازادی به حرکت در ایند تا ضمن این که خاطره ی عاشورای سال 57 گرامی داشته می شود، حاکمیت نیز امکان سرکوب شدید تظاهرات را نیابد. البته که چنین نکردند و حتا در ان روز از خانه های خود بیرون نیامدند.
روز 6 دیماه 88 خود به خیابان انقلاب رفتم که البته پیش از ریسیدن من و بر خی دوستان،خیابان های مرکزی شهر به صحنه ی زد و خورد بین مردم و نیرو های سرکوبگر تبدیل شده بود که گزارش ان را همان شب از طریق برنامه ی تفسیر خبر صدای امریکا به عنوان پربیننده ترین برنامه در ان زمان، تقدیم ملت ایران کردم. چیزی که ما در خیابان ها از میدان توحید به سمت بلوار کشاورز و میدان انقلاب و از ان جا به طرف میدان امام حسین و خیابان نظام اباد دیدیم، وجود گسترده ی مردم و البته رودر رو با نیرو های سرکوب در چند لایه بود. کمترین لایه اش ، اعزام نیرو های بسیجی از پایگاه مساجد با سنین زیر 18 سال و چوب به دست بود که نشانگر ان بود که به دلیل گستردگی درگیری ها و کمبود نیرو به چنین نیرو های اماتور متشبث شده بودند. در ان روز نیرو های سرکوب به مردم یورش می اورند و البته بخش هایی از جوانان نیز دست به مقاومت می زنند و نیرو های سرکوب را عقب می رانند.
بنا براین رژیم مذهبی حاکم بر ایران که به نام شیعه و امام حسین بر ایران حکومت می کند در روز عاشورای 88 کاری با مخالفین کرد که حکومت شاه را قطعا رو سفید کرد. من در روز عاشورای 57 یعنی 31 سال پیش از عاشورای 88 نیز در تظاهرات ملیونی مردم تهران حضور داشتم و سربازان شاه جز احترام با مردم تظاهر کننده برخوردی نداشتند.رژیم ولایی حاکم اما از هیچ جنایتی علیه مردم فرو گذار نکرد.
روز 7 دیماه اما به خانه ی من و دهها مخالف دیگر یورش برده و سعی کردند انتقام شکست روز عاشورا را از ما بگیرند و گرفتند. 40 شبانه روز در انفرادی 240 زیر شکنجه و فشار بسیار سنگین روحی قرارم دادند تا به زعم خود انتقام گرفته و پس از ان به 209 و در اواخر فروردین 89 به 350 منتقل کرده و سپس به کچویی و از انجا به رجایی شهر و در نهایت 8 سال محکومیت برای من بریدند. برای این که ان ها را رسوا کرده و در تریبون عمومی، دیکتاتوری نظامی –امنیتی را افشا کرده بودم.
اگرچه نزدیک 4 ماه در بی خبری به سر می بردم اما گویا در روز 9 دیماه عده ای از طرفداران خود که بخش بزرگی از ان اها شب چماق به دست به سرکوب مردم می پرداختند و اضافه حقوق دریافت می کردند و روز در تظاهرات های مورد حمایت حکومت به خوردن کیک و ساندیس مشغول می شدند را از سراسر کشور گرد اوردند تا به زعم خود نشان بدهند که هنوز پایگاه مردمی دارند. جالب این است که همین دستگاه جمع اوری کننده ی هواداران حکومت، رسما اعلام می کند که از سراسر کشور یک ملیون را برای روز درگذشت خمینی به بهشت زهرا می اورند. یعنی امکان مادی اوردن حدود 300-400 هزار نفر به تهران و پذیرایی چند روزه ی ان ها را دارند. و این نشانگر ان است که برای هر مناسبتی از جمله 9 دی ها نیز امکان اوردن ان ها را داشته و چنین نیز کردند.حکومت های تک صدایی مثل ایران، کره ی شمالی، ونزوئلا و حتا حکومت اسد در سوریه همواره از چنین جماعت پشتیبانی کننده بر خوردار هستند و نیروی نظامی-حزبی در چنین کشور هایی متکفل سازماندهی این اقلیت هستند و در ایران نیز سپاه و بسیج این مسئولیت را بر عهده دارند. المان هیتلری نیز از چنین سپاهی برخوردار بود تا برای هر ماموریتی امادگی داشته باشد و به هیچ وجه نشانه ای بر مردمی بودن این نوع از حکومت ها یا دموکراتیک بودن ساختار حکومتی ان ها نیست .
نکته ی جالب تر این که در ظهر عاشورا و بنا به سنت عزاداری، چند چادری به پا کرده و سپس اتش می زنند. این کار به نشانه ی اتش زدن خیمه های امام حسین در روز عاشورا در ظهر عاشورا به دست سپاهیان یزید است. ان روز من خود شاهد بودم در کوچه خیابان های منتهی به خیابان انقلاب در نظام اباد، عده ای سرگرم خیمه سوزانی و عده ای نیز سرگرم فیلم برداری از این مراسم بودند. من به ان جماعت پوز خند ی زده و به یکی از دوستان گفتم که در حالی که در خیابان انقلاب حکومت مردم را سرکوب می کند، این ها سرگرم نمایش های خود هستند. غافل از این که بعدا حکومت قرار است این اتش زنی ها را به نمایش بکشد و گروهی از عوام را بفریبد و فریاد براورد که این ها به مسجد حمله ور شده و پرچم های عزاداری را اتش زده اند. البته من انکار نمی کنم که مطابق معمول، نیرو های سرکوب از برخی مساجد به مردم تیراندازی کرده باشند و مردم برای مقابله با ان ها به چنین پایگاه هایی حمله کرده باشند اما در روز عاشورا به هیچ وجه موضوع مورد مناقشه، مسجد و عزاداران امام حسین نبود و بلکه فقط و فقط جنگ بین دیکتاتوری خشن مذهبی با مردم تظاهرات کننده بود و اکثریت تظاهرات کننده خود از عزاداران حسینی بوده و من خود شاهد این مسئله بودم.
تاسف من از این است که اصلاح طلبانی که رهبری جنبش سبز را به انحصار خود در اورده بودند اما، نه در تظاهرات 6 دیماه شرکت کردند و نه در ادامه ی راه، به تداوم جنبش ادامه دادند. انها درست سر بزنگاه کوتاه امده یا ترسیدند و به مرور مردم را بدون رهبری و پشتیبانی رها کرده و اجازه دادند تا جنایتکاران به سرکوب جنبش با شدت بیشتر ادامه دهند و حتا گروهی از زندانیان را به کام مرگ بفرستند.
بخشی از این اصلاح طلبان بی مسئولیت ، بزدل و منفعت پرست، کار را به جایی رساندند که سرکوبگران از 9 دی و یک راهپیمایی دولتی ،حماسه ساختند اما ان هایی که در به منوپول در اوردن رهبری جنبش سبز بین خود مسابقه گذاشته بودند، نتوانستند از حماسه ی واقعی 6 دی که توسط مردم و در خیابان ها و زیر سرکوب و کشتار وحشیانه ساخته شد، حتا نامی ببرند. در عوض کسانی که خود و برادر شان حتا یک شب نیز بازداشت نشده اما همواره بر امواج سیاسی سوار هستند با پر رویی و وقاحت، اعلام می کنند که حاضر هستند که از جنایات 88 چشم بپوشند و ان جنبش را در حد یک سوئ تفاهم تنزل می دهند.
در عوض به دلیل همین مماشات و منفعت طلبی و بزدلی، کار را به انجا رسانده اند که سرکوبگر جنایتکار در موضع طلبکار و سرکوب شده ی مظلوم، در موضع فتنه گر بدهکار، نشسته که حتا مستحق بخشیده شدن از سوی دیکتاتور نیز نیست!
حماسه ی 6 دیماه 88 از حافظه ی تاریخ پاک نخواهد شد اما جنایت حکومت به اصطلاح مذهبی و خیانت بخشی از اصلاح طلبان مذهبی نیز همواره به یاد خواهد ماند.
به سهم خود از همه ی شهدای جنبش سبز قدردانی کرده و به یاد زندانیان و محصور شدگان جنبش سبز خواهم بود اما با خود عهد کرده ا م در هیچ حرکتی که اصلاح طلبان، رهبری ان را در دست داشته باشند شرکت نکنم. ان ها همراهان صادق و پابر جایی نیستند.

«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش چهاردهم

19 دسامبر 2013

میتینگ 4/خرداد/ 1377 بخش دوم.

36- به محض شروع میتینگ قانونی،با وجود این که حضور نیروی انتظامی در پارک پر حجم بود اما گروه انصار حزب اله و دوستان اله کرم و ده نمکی به دانشجویان حمله ور شدند که البته دانشجویان نیز از خود واکنش نشان داده و برای اولین بار گروه فشار را سرجای خود نشاندند. درگیری شدیدی به وجود امد و نیروی انتظامی نیز همزمان ساختمان اتحادیه در پل کریم خان را محاصره کرد و مانع از ورود و خروج از ان شد. بیم ان می رفت که در میتینگ کسی کشته شود اما خوشبختانه چنین نشد اگر چه روز بعد نشریان تیتر زدند : پارک لاله به خاک و خون کشیده شد.در این میتینگ گروه فشار با زنجیر به دانشجویان حمله ور شد و حتا یکی از اعضای این گروه از زیر چادر خود یک نارنجک صوتی در میان مردم پرتاب کرد. تعداد زیادی از دانشجویان مجروح شدند و عملا امکان برگزاری میتینگ غیر ممکن شده بود. دکتر امامی، منوچهر محمدی و پرویز سفری سخنان کوتاهی ایراد کردند اما برنامه نا تمام ماند و من نتوانستم در برنامه ی سخنرانی شرکت کنم اما حرف هایی که قرار بود مطرح کنم را از طریق نشریه ی ندای دانشجو منتشر نمودیم.

جالب تر این که خواست اصلی ما در ان میتینگ این بود که خبرگان رهبری از انحصار صنفی روحانیون و فقها خارج شود، شوراها تشکیل گردد . نظارت استصوابی لغو شود.این خواستی بود که اگر در ان زمان مورد حمایت 2 خردادی ها قرار می گرفت اتفاقات بعدی در سال 78 تا 92 و… نمی افتاد. بنابراین تا ان مرحله 2 پیشنهاد اصولی در حوزه ی اصلاح شرایط رهبری( در میتینگ 29 مهر 76) و اصلاح ترکیب خبرگان رهبری و خارج کردن ان از دست فقها و شورای نگهبان (در میتینگ 4 خرداد 77) از سوی اتحادیه و شخص من ارایه شد اما از سوی حکومت مورد سرکوب و از سوی 2 خردادی ها مورد بی توجهی قرار گرفت.

شگفت انگیز این است که هر دو پیشنهاد به نحوی مورد توجه رفسنجانی قرار گرفت. برای این که او در هر دو مورد درگیری ها را مورد بهانه قرار داد و به نحوی محتاطانه موضع گیری کرد. در مورد اولی در نماز جمعه ی اخر ابان 76 در خطبه ی نماز جمعه پیرامون ولایت مطلقه ی فقیه حرف زد و در مورد خبرگان رهبری نیز گفت که خود خبرگان می تواند در مورد تغییر شرایط و ایین نامه اش تصمیم بگیرد. اگر چه هیچ گاه نگرفت و احتمالا نتوانست.

من در همان دوره نامه ای خطاب به خامنه ای نوشتم و اعلام کردم «که خبرگان رهبری از انحصار روحانیون خارج شود» و متن این نامه در ندای دانشجو شماره ی 39 درج گردید. در بخشی از ان نامه اورده بودم: «…عقیده ی شخص حقیر بر این است که با توجه به هندسه ی نظام جمهوری اسلامی که بر ارای احاد شهروندان ،شورا و مشارکت عمومی، احترام به ازادی ها ، تفکیک قوا و در یک کلمه جمهوریت قرار دارد از اقداماتی که به بهانه ی حفظ اسلامیت تلاش می کنند مردم را از حقوق خود محروم سازند جلوگیری شود و این مهم نیز در حال حاضر فقط از عهده ی رهبری برخواهد امد.

رهبری معظم نیک می دانند که همین مردم مسلمان ایران با استفاده از حقوق قانونی خود در 2 خرداد 1376 گرایش قاطع خود را در مسائل کشور بیان کردند. عده ای -اقلیت- ممکن است گمان کنند که این ملت اشتباه رفته است! حال چنان چه این تحلیل درست هم باشد ایا اقلیت وظیفه دارد که با زور و جبر و ممنوعیت به زعم خودش از تکرار اشتباه جلوگیری کند؟ ایا پیامبر خدا (ص) چنین وظیفه ای برای خود قایل بوده است که این کاسه های داغ تر از اش در صدد ان هستند؟

این درست است که اگر ایین نامه ی فعلی خبرگان در جهت اصول 56، 6 و 7 و نیز سایر اصول اصلاح شو.د تا غیر از مجتهدین و روحانیون ،خبرگان از سایر اقشار نیز بتوانند کاندیدا بشوند و یا چنا نچه یررسی صلاحیت مجتهدین از عهده ی شورای نگهبان خارج و بر عهده ی مراجع ذی صلاح قرار داده شود،ترکیب فعلی خبرگان برهم خواهد خورد. اما در عوض ضمن این که ملت از حقوق قانونی خود استفاده کرده و بیش از 30 میلیون در انتخابات خبرگان رهبری شرکت می کنند، تقویت نظام ومنافع ملی تامین می شود.

این جانب و سایر دوستان و گروه های دانشگاهی و دانشجویی بنا به شناختی که از شخصیت علمی،فرهنگی و معنوی حضرت عالی در طول بیش از دو دهه ی گذشته کسب کرده ایم بر این باور هستیم که جناب عالی هیچ گرایشی برای حضور دورهای دیگر در قدرت و مسئولیت رهبری نداشته در عین حال عده ای تلاش می کنند برای منافع گروهی خود،حمایت از جناب عالی را بهانه قرار بدهند تا ترکیب فعلی خبرگان حفظ شود حتا اگر به قیمت عدم شرکت اکثریت مردم در این انتخابات تمام شود.

چرا نباید اجازه بدهند در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ،همان گونه که در انتخابات ریاست جمهوری انجام گرفت خواسته های خود را در انتخابات بیان کردند حتا رهبر اینده ی خود را انتخاب کنند؟ایا اگر مردم در چارچوب همین قانون دست به انتخابا جدید زده و بتوانند خواسته های خود را محقق کنند پسندیده تر خواهد بود یا این که شرایط به گونه ای پیش برود که زمینه برای تغییرات یا تحولات غیر قابل کنترل به وجود اید؟…» این نامه که تصویر ان را در همین بخش خواهید منتشر شد اما هیچ ترتیب اثری ندادند و معلوم می شد که ما در اشتباه بودیم و ایشان و دوستانش در خبرگان رهبری به هیچ وجه قصد واگذاری قدرت را ندارند و واگذار نکردند.

میتینگ 4/ خرداد 77 یک بار دیگر توانمندی جنبش دانشجویی برای رهبری یک حرکت قدرتمند اما مسالمت امیز به سمت اصلاح طلبی با شعار های معین و پلاتفرم روشن را نشان داد. مشروط کردن قدرت ولی فقیه، لغو نظارت استصوابی و توزیع عادلانه ی قدرت به نفع طبقات گوناگون اجتماعی و نقد عملکرد نهاد های انتصابی از موارد روشن در این حرکت اصلاحی بود که متاسفانه از سوی حاکمیت مورد بی توجهی قرار گرفت و اصلاح طلب ها نیز به ان توجهی نداشتند. از دیگر سو توان ما نیز به ان اندازه نبود که جنبش اجتماعی قدرتمندی متناسب با طرح ان خواسته ها به وجود بیاوریم که تضمین کننده ی ان خواسته باشد و به همین دلیل از میتینگ های دانشجویی نتیجه ی معینی به سمت عملی کردن ان مطالبات ، حاصل نشد.

در نامه ی طبرزدی خطاب به خامنه ای شرح خلاصه ای از وقایع ان زمان تا تاریخ نگارش نامه امده است که مطالعه ی ان را به نسل جوان توصیه می کنیم.

تصویر 1 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 1 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 2 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 2 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 3 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 3 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

 

تصویر 4 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 4 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 5  نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 5 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 6 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 6 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 8 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 8 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 9 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

تصویر 9 نامه ی من به خامنه ای در سال 77.

«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش سيزدهم

10 دسامبر 2013

میتینگ سیاسی 4/خرداد 77 در پارک لاله.-بخش اول.

35-برگزاری انتخابات شورا های شهر و استان برای اولین بار و نیز برگزاری مجلس خبرگان رهبری در همان سال بود.همین مناسب ها کافی بود تا جبهه ی متحد دانشجویی و اتحادیه خود را برای ادامه ی مبارزه ای اسخت اماده کنند. در 2 خرداد 77 سالگرد پیروزی محمد خاتمی از سوی جناح چپ و به ویژه با عنوان دفتر تحکیم وحدت، در دانشگاه تهران برگزار شد.در ان دوره جوانان گرایش زیادی به خاتمی پیدا کرده بودند و 20 ملیون رای به او جنبشی به نام» جنبش دوم خرداد» بر پا کرده بود. این گرایش ها به سوی تشکل هایی مثل دفتر تحکیم وحدت،سازمان مجاهدین انقلاب و روحانیون مبارز ،تانلد یا کانالیزه شد. هنوز حزب مشارکت به وجود نیامده بود و به همین دلیل تشکل های خط امامی از پیش موجود، این اقبال عمومی را مورد استفاده قرار دادند. البته همین تشکل ها و به ویژه دفتر تحکیم در پیروزی خاتمی نقش زیادی داشتند و بدون این که تشکل های چپ اسلامی و خط امام دهه ی شصتی که هر نوع انحصار طلبی وسرکوب و حتا نقش فعال در اعدام ها و بازداشت ها و شکنجه های دهه ی شصت را خود پایه گذاری کرده بودند،از مردم پوزش خواهی کرده یا خود را نقد کنند، در موضع رهبری جریان 2 خرداد قرار گرفتند و جامعه نیز به صورت پوپولیستی به دنبال ان ها به راه افتاد. در هر حال این تعامل های پوپولیستی در سالگرد 2 خرداد در دانشگاه نمود بارزی داشت. راهپیمایی بزرگی به طرف دانشگاه به راه افتاد که ما نیز در ان شرکت کرده بودیم. در ان راهپیمایی از تریبون رسمی، شعار های رسمی سر داده می شد اما جوانان به صورت خود جوش شعار هایی علیه مجلس پنجم و شخص ناطق نوری و شیخ محمد یزدی رییس وقت قوه ی قضاییه سر دادند. مثلا می گفتند: ناطق نوری نمیخوایم/مجلس زوری نمیخوایم.هم چنین علیه قوه ی قضاییه و شخص محمد یزدی شعار می دادند. اما در هر حال ریش و قیچی دست جناح چپ و دولت جدید بود و دفتر تحکیم نیز صرفا در چارچوب همین جناح از حاکمیت عمل می کرد. موضع جبهه ی متحد دانشجویی اما یک موضع حمایتی/انتقادی بود و در عین حال که فعالانه به مبارزات مستقل از دولت ادامه می داد و پلاتفرم خود برای اصلاح قانون اساسی در جهت حاکمیت ملی و دموکراتیک را پی می گرفت، از شعار های خاتمی در جهت تامین جامعه ی مدنی و حقوق شهروندی نیز پشتیبانی می کرد.
یکی از اقدامات جدی ما در ان دوره طرح برگزاری انتخابات شورا ها ، قانونی که 16 سال تعطیل مانده بود ،به هدف توزیع قدرت در دست مردم و کاستن از انحصار قدرت در دست حاکمیت تمامیت خواه بود. به همین دلیل یکی از شعار ها یا بهتر بگویم از مطالبات اساسی خود را برگزاری انتخابات شورا ها به دست دولت دانستیم. در کنار این مطالبه ی اساسی، خارج نمودن خبرگان رهبری از روحانیون و شرکت دادن نمایندگان سایر صنوف و طبقات اجتماعی، در این مجلس از مطالبات اساسی ما در ان دوره بود. این امر به یک تابو تبدیل شده بود و طرح ان از سوی ما، به مثابه ی عدول از اسلام از جانب اسلام گراهای چپ و راست ، تلقی گردید. تنها رفسنجانی بود که پس از فشار های تبلیغی و به قصد انحراف در افکار عمومی از طریق تریبون نماز جمعه از مردم خواست تا در انتخابات خبرگان رهبری شرکت کنند و ان را تحریم نکنند تا بعدا خود خبرگان رهبری با تغییر ایین نامه ی داخلی، زمینه ی حضور نمایندگان سایر جریانات اجتماعی را فراهم سازند که هیچ گاه به این وعده ی خود عمل نکرد تا این که 15 سال بعد، خودش را نیز از رهبری ان مجلس کنار بگذارند. برای طرح این دو مطالبه ی اساسی و درست حدود 8 ماه پس از میتینگ 29 مهر 76 در برابر دانشگاه تهران که عرفی و مدنی شدن رهبری از طریق دوره ای شدن،پاسخگو یودن و انتخاب مستقیم و رقابتی شدن رهبری را خواستار شده بودیم،برگزاری میتینگ 4 خرداد 77 را به شرحی که خواهد امد در دستور کار قرار دادیم.انتخابات شوراها و از انحصار بیرون اوردن خبرگان رهبری ،محور اصلی این میتینگ دانشجویی بود.
جبهه ی متحد دانشجویی در همان روز ها از وزارت کشور درخواست برگزاری میتینگ کرده بود. وزارت کشور به مدیریت تاج زاده و عبداله نوری با برگزاری میتینگ جبهه ی متحد با توجه به سابقه ی میتینگ 29 مهر 76 با احتیاط برخورد کردند، اما مخالفت نکردند. به همین دلیل قرار شد میتینگ ما پس از سالگرد 2 خرداد و در 4 خرداد برگزار شود. جالب این جا است که وزارت کشوری ها برای کاستن از حساسیت های مربوط به این میتینگ که حتا نام ان نیز برای ان ها ترس افکن بود، به جای سر در دانشگاه که خواست ما و در عین حال، جایگاه سنتی میتینگ های دانشجویی و اعتراضی بود،پیشنهاد دادند تا در پارک لاله برگزار شود. در پاسخ به تاکید های زیاد ما می گفتند که اگر شما این میتینگ را در پارک لاله برگزار کنید این مکان نیز اعتبار سیاسی پیدا کرده و جایی چون ،هایت پارک لندن ،برای میتینگ های گوناگون خواهد شد. در هر حال ما مجبور به تمکین شدیم. به محض پذیرش اما برخی شخصیت های ملی که با ما در تماس بودند به سابقه ی این پارک که زمانی به پارک جلالیه معروف بوده و برگزاری میتینگ های جبهه ی ملی در ان اشاره می کردند. از دیگر سو ما نیز این فرصت را پیدا کردیم تا برای میتینگ 4/خرداد/77 در پارک لاله تبلیغ کنیم و به ویژه از مناسبت 2 خرداد برای تبلیغ ان بهره ببریم. دانشجویان و جوانان ابراز می داشتند که میتینگ اصلی نیز همین است و بود.برای این که در 4 خرداد 77 پارک لاله مملو از جمعیت شد تا ان جا که برخی از خبرگزاری ها اعلام کردند که نزدیک به 30 هزار دانشجو در میتینگ پارک لاله شرکت کردند .

 بخش سمت چپ تصویر مر بوط به گوشه ای از میتینگ پارک لاله در 4 خرداد 77

بخش سمت چپ تصویر مر بوط به گوشه ای از میتینگ پارک لاله در 4 خرداد 77

تصویری از میتینگ 4 خرداد 77 در روزنامه ی همشهری

تصویری از میتینگ 4 خرداد 77 در روزنامه ی همشهری

تراکت های تبلیغی میتینگ 4 خرداد 77 در پارک لاله.

تراکت های تبلیغی میتینگ 4 خرداد 77 در پارک لاله.

تراکت های تبلیغی میتینگ 4 خرداد 77 در پارک لاله.

تراکت های تبلیغی میتینگ 4 خرداد 77 در پارک لاله.

تصویری از پیام دانشجو با قطع کوچک در ابان 75

تصویری از پیام دانشجو با قطع کوچک در ابان 75

 

«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش دوازدهم

4 دسامبر 2013

ارتباط به فروهرها:

34- پیشتر گفته بودم که مباحث اردوی دانشجویی که در مهر یا شهریور 67 در مشهد برگزار کردیم و طرح همان مباحث در میتینگ ازادی در 29 مهر 76 در برابر دانشگاه نهران که سرفصل ان؛دوره ای شدن رهبری- پاسخگو بودن او و انتخاب رهبر به صورت مستقیم و رقابتی از سوی مردم بود،موجب حمله ی گروه فشار به اتحادیه گردید که ان حمله در 24 ابان صورت گرفت و من به شدت زخمی شدم. به دنبال این حمله و ضرب و شتم، زنده یاد داریوش فروهر اولین شخصیت از اپوزسیون بود که از طریق حزب ملت ایران ، این حمله را محکوم کرد و بیانیه اش را از طریق فردی به نام مقدم برای ما ارسال کرد و از همان زمان بنای دوستی ما با فروهر ریخته شد.
چند روز پس از این بود که همراه منوچهر محمدی ،دکتر جواد امامی، پرویز سفری و محمد معود سلامتی به دیدار فروهر رفتیم و در منزل ایشان به تبادل نظر پیرامون مسائل روز پرداختیم. در ان جلسه مشخص شد که دارای دیدگاههای مشترکی هستیم و به دنبال ، به دعوت اقای اسماعیل مفتی زاده از دوستان زنده یاد فروهر با همین ترکیب در ضیافت ناهار جناب مفتی زاده شرکت کرده و بنای ارتباط و دوستی ما مستحکم تر شد.زنده یاد فروهر و نیز پروانه ی فروهر از قاطعیت خوبی در راه مبارزه برخوردار بودند و در عین حال به اخلاق مبارزه نیز پایبند بودند. در وافع ارتباط تشکیلاتی ما با نیرو های ملی-مصدقی از همین جا ها شروع شد. اگرچه پیشتر از ان با زنده یاد محمد علی سفری پدر همرزممان پرویز سفری که از نیرو های مصدقی بود تماس هایی داشتیم و از طریق او با اقای مهندس امیر انتظام که در مرخصی از زندان بود مراوداتی داشتیم. به تازگی سفری و بهمنش به همراه ناصر طاهری اماده می شدند تا وکالت امیر انتظام را بپذیرند.
بنا براین ارتباط با این طیف از نیرو های ملی از اولین نتایج مواضع جدید ما و نیز حمله ی گروه فشار به اتحادیه و سرکوب ما از سوی حاکمیت بود. تقریبا همه ی این مسائل در نشریه ی ندای دانشجو درج گردیده است.

– تاسیس جبهه ی متحد دانشجوییsuf

در همان سال،چند برنامه و مناسبت مهم نیز پیش امد که نقش اتحادیه،گروه پیام دانشجو در این جریانات اهمیت داشت: الف:
با همکاری سه تشکل:1-اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و دانش اموختگان دانشگاه ها و مراکز اموزش عالی به دبیر کلی من2 – گروه دانشجویان روشنفکر ایران به رهبری منوچهر محمدی و3 – سازمان ملی دانشجویان ، به رهبری کوروش صحتی دانشجویی ، «جبهه ی متحد دانشجویی » را برای اتحاد نیرو های ازادیخواه تشکیل دادیم.

تشکیل کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی

این در حالی بود که تاسیس کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، اولین تشکل دانشجویی و حقوق بشری پس از دهه ی شصت، تشکیل می شد که بدون لحاظ عقیده ی افراد زندانی از حقوق سیاسی-اجتماعی ان ها دفاع کرده و مهندس امیر انتظام را به عنوان نماد زندانیان سیاسی در ان دوره معرفی نمود، که کاری ابتکاری بود . نقش منوچهر محمدی در راه اندازی کمیته ی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی و حمایت از امیر انتظام تاریخی بود. او توانسته بود بیش از 50 نفر از فعالین دانشجویی را در محل اتحادیه گرد اورد و با همکاری زارع زاده و مهاجری نژاد و اکبر محمدی ،این کمیته را راه اندازی نماید. در همین سال برای اولین بار کوی دانشگاه تهران به رهبری منوچهر محمدی و پشتیبانی خبری و تشکیلاتی اتحادیه و گروه دانشجویان روشنفکر به بهانه ی مسائل صنفی دست به تظاهرات زد که اغاز دور جدید فعالیت های جنبش دانشجویی مستقل از جناح های حاکم را نوید می داد.

چهاردهمین اردوی فرهنگی-سیاسی دانشجویان » زیر عنوان » جنبش دانشجویی و نهضت اصلاحی اخیر» برگزار شد. در این اردو زیر عنوان بالا که در ان زمان یک شعار رادیکال به حساب می امد،از همه ی تشکل های اپوزسیون برای سخنرانی دعوت شد و برای اولین بار پس از سرکوب دهه ی شصت ،بار دیگر به صورت رسمی و از سوی تشکلی که هنوز درون نظام به حساب می امد،مخالفین برای سخنرانی دعوت شدند. البته 2 خردادی ها در اعتراض به حضور اوپوزسیون در ترکیب سخنرانی ها از حضور در ان خود داری کردند.
زنده یاد دکتر پرویز ورجاوند از جبهه ی ملی، شهید داریوش فروهر از حزب ملت ایران، دکتر رییس دانا از کانون نویسندگان، دکتر توسلی از نهضت ازادی،اعظم طالقانی از جمعیت زنان انقلاب اسلامی ،دکتر نظام الدین قهاری از جاما ، محمد علی سفری از نویسندگان باختر امروز و از یاران دکتر فاطمی از جمله ی دعوت شوندگان بودند که همگی امدند اما دعوت از فروهر را به دلیل مخالفت وزارت کشور که توسط تاج زاده ،معاون سیاسی وقت ان وزارت خانه ،صورت گرفت،پس گرفته و از او پوزش خواستیم و با بزرگواری با ما برخورد نموده و شهید پروانه ی فروهر را به ان نشست فرستاد و این سخنرانی انجام نشد برگزاری این اجلاسیه با چنین ترکیبی از سوی ما خشم اقتدارگریان و واکنش منفی 2 خرداد ی ها را بر انگیخت. برای این که نوعی تابو شکنی در بین تشکل های اسلامی وفادار به نظام به حساب می امد.
درمورد این اجلاسیه در شماره ی 39 ندای دانشجو چنین امده است:
«اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویی،چهاردهمین اردوی فرهنگی-سیاسی دانشجویان را تحت عنوان «جنبش دانشجویی و نهضت اصلاحی اخیر مردم ایران «برگزار می کند. بنا به اخبار واصله در این همایش که قرار است از شنبه 4 مهر ماه سال جاری و از ساعت 3/30 بعد از ظهر در محل اتحادیه واقع در پل کریم خان-اول میرزای شیرازی برگزار شود از شخصیت های مختلف جناح های سیاسی مدافع اصلاحات دعوت شده است. در لیست مدعوین اسامی عبداله نوری،ابراهیم یزدی،داریوش فروهر،شاه حسینی،حشمت اله طبرزدی،ابراهیم اصغر زاده،حبیباله پیمان،خانم طالقانی،نظام الدین قهاری،ورجاوند،و اسد اله بیات به چشم می خورد. شایان ذکر است، جبهه ی متحد دانشجویی متشکل از سه تشکل، گروه دانشجویان روشنفکر ایران_سازمان ملی دانشجویان و دانش اموختگان ایران و اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویی دانش گا هها و مراکز اموزش عالی، برگزار کننده ی این برنامه هستند.»
لازم است اضافه کنم که منوچهر محمدی در این دعوت ها نقش اساسی و بلکه محوری داشت.او در این مرحله یکی از فعال ترین گروههای جنبش دانشجویی سکولار و مستقل را رهبری می کرد.

images.jpg-مصدق images (2) images (1) 1044188_495189937226403_1969726531_n (1) 5940_1205937389031_312507_n (1) Photo0703 Photo0706 Photo0700 Photo0702