«خود زندگی نامه نوشت کوتاه» حشمت اله طبرزدی. بخش شانزدهم

by

 انتخابات فرمایشی خبرگان رهبری از سوی ما تحریم می شود.

38- سال 77 انتخابات خبرگان رهبری با نظارت استصوابی و طبق روال پیشین انجام می گیرد و دولت خاتمی نیز به شرایط تن می دهد و هیچ اتفاق خاصی هم نمی افتد. کم تر از 40 درصد از واجدین شرایط در این انتخابات غیر ازاد و صنفی شرکت می کنند و اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و جبهه ی متحد دانشجویی ضمن تحریم این انتخابات ، با صدور بیانیه هایی اعلام می کنند که به دلیل عدم مشارکت مردم، نتیجه ی چنین انتخابات فاقد مشروعیت حقوقی و سیاسی است.

اشاره ی دیگر به ترور های سیاسی 77

معلوممی شود که خامنه ای نمی خواهد نهاد های زیر نظر و پشتیبان خود را از دست بدهد و چون می داند که افکار عمومی علیه او است ، سعی می کند به نحوی به اقتدار خود برگردد و ادامه بدهد. قصد اصلاح ندارد. گروه فشار فعال تر می شود و رهبر و نهاد های استصوابی هر روز فشار خود بر نهاد های انتخابی را زیاد تر می کنند و دولت به مرور عقب می نشینند. ترور مختاری و پوینده و پیروز دوانی و شریف نیز اتفاق می افتد و این درحالی است که عوامل ترور به نا چار معرفی و برخی بازداشت می شوند ومعلوم می گردد که کار وزارت اطلاعات بوده و پیش از ان و در دوره ی ریاست جمهوری هاشمی و زیر نظر کمیته ی 5 نفره ی معروف، تا ان زمان به قول خودشان 200-300 ترور موفق داشته اند. اما این چند ترور بدون هماهنگی یا خیلی رسوا صورت گرفته بوده است که مجبور شدن سعید امامی معاون امنیت اطلاعات و کاظمی مدیر کل امنیت و عالیخانی را قربانی کنند. البته این کار یعنی افشای این که ترورها، کار حکومت بوده، برای خاتمی نفع زیادی داشت اما نتوانست از ان استفاده کند.از دیگر سو جناح 2 خرداد که انتخابات شورا های شهر را نیز برده بود، مدعی بود باید مجلس ششم را هم ببرد تا بتواند به وعده های خود عمل کند.

برگزاری انتخابات شوراها.

یادم هست در انتخابات شورای شهر به نحوی با نهضت ازادی ائتلاف کردیم که از ما دکتر امامی در لیست ان ها و از ان ها نیز احتمالا دکتر توسلی در لیست ما قرار گرفت. اما تبلیغات 2 خردادی ها با امکانات وسیع دولتی ان قدرزیاد بود که لیست نهضت ازادی در ردیف سوم و پس از لیست اقتدار گرایان قرار داشت. امامی 50000 رای اورد. و در ان انتخابات لیست دوم خردادی ها برنده ی قاطع انتخابات شورای شهر بود.

هماهنگی با اپوزسیون.

با ترور فروهر ها و فشار زیاد حکومت بر ما و به ویژه حمله به میتینگ ها و دادگاهی کردن من و اقدام رفیق دوست از طریق دادگاه انقلاب ،برای تخلیه ی ساختمان اتحادیه با پشتیبانی بیت رهبری و به ویژه پس از برگزاری میتینگ» جنبش دانشجویی ونهضت اصلاحی اخیر» در ان ساختمان ،موجب این شد که ما به اپوزسیون نزدیک تر شویم و حتا تصمیم بگیریم که اپوزسیون را متحد کنیم. در این زمینه نیز منوچهر محمدی بسیارتلاش کرد که من هیچ گاه فراموش نمی کنم. البته او درسال 77 سفری به امریکا داشت که موجب ناراحتی ما و در نتیجه اخلال در برخی برنامه ها شد. چون می دانستیم این کار نسنجیده ی او به جنبش دانشجویی ضربه می زند و زد. اما تلاش او در مبارزات در ان دوران فراموش نا شدنی است. در هر حال اولین جلسه ی اپوزسیون را در خانه ی دکتر اجاق از هواداران دانشجویی جبه ی ملی و همکار جبهه ی متحد دانشجویی بر گزار کردیم. در ان جلسه از جبهه ی ملی دکتر حجازی و دکتر ریاضی ، مهندس موحد ،دکتر موسویان و احتمالا دکتر ورجاوند امدند که اینک افراد در ذهنم نمانده. از نهضت ازادی دکتر یزدی، مهندس هاشم صباغیان و مهندس توسلی امدند. از ملی -مذهبی ها اشکوری و دکتر نظام الدین قهاری را یادم هست. از حزب ملت ایران اقای سیف ، مهندس نمازی ، شاه ویسی ، و اقای مفتی زاده و چند تن دیگر شرکت می کردند.از جبهه ی متحد دانشجویی ، من ، امامی ، سفری ،سلامتی ، منوچهر محمدی، دکتر اجاق و خانم مهندس اخوان نیا و… بودند. بعدا این جلسات در منزل دکتر بهیه جیلانی تشکیل شد و خلاصه یکی از کار های مهم ما در پایان سال 77 این جلسات بود که خیلی مفصل بود.برای اولین بار پس از دهه ی شصت چنین اتفاقی می افتاد که نیرو هایی از درون نظام با مخالفین شناخته شده ی نظام اجلاسیه تشکیل می دادند .این جلسات برای دو طرف خوب بود. اگر چه برای ما هزینه ی زیادی داشت. تا بهار 78 چنین جلساتی به صورت جسته گریخته بر گزار می شد .شرکت گسترده در مراسم سالگرد دکتر مصدق در 29 اردیبهشت سال 78و حمله ی گروه انصار حزب اله به ان که در گزارش های بعدی خواهد امد، از جمله ی کار های هماهنگ شده در چنان جلساتی بود که البته ادامه نیافت.

سال 77 فشار ها بر اتحادیه افزایش یافت.

از دیگر سو دادگاه انقلاب دفتر ما را به بدترین شکل ممکن تخلیه کرد و این در حالی بود که ما به شدت فعال بودیم. یکی از کار هایمان تشکیل موسسه ی زبان بود که دارای سابقه ی چند ساله بود و پشتوانه ی مالی ما بود. همچنین تکثیر و فروش جزوات کارشناسی ارشد بود که این هم کار بزرگی بود و برای ما به لحاظ مالی و نیز فرهنگی اهمیت داشت.حتا بخشی از ساختمان را برای تامین بودجه ، اجاره داده بودیم. و نیز انتشار ندای دانشجو و تشکیل جلسات جبهه ی متحد و اتحادیه بود. چندین نفر کادر و کارمند داشتیم که با تخلیه ی شبانه ی دفتر با حمله ی نیروی انتظامی وپشتیبانی بیت رهبری ،همه ی این ها پا در هوا ماند و من با دوستان همه ی تلاش خود را گذاشته بودیم که کار ها تعطیل نشود . .

شرح این که در این دوره با چه تلاشی کار ها را اداره می کردیم، مبحث جدا گانه ای است که امیدوارم روزی در خاطرات من زیر عنوان » قلم وخاطره» بیاید. در این دوره خانم دکتر جیلانی از دوستان نزدیک پروانه وداریوش فروهر که توسط اقای مفتی زاده به ما معرفی شد، و بعدا در جنبش 18 تیر هزینه ی سنگینی متحمل شد که به ان اشاره خواهم کرد، به ما خیلی کمک کرد و حتا برای مدتی خانه اش را در اختیار گذاشت که هیچ گاه فراموش نخواهیم کرد.تداوم انتشار ندای دانشجو و بخشی از کار های تشکیلاتی ، توسط کمک های ایشان امکان پذیر شد.

این بود که ما سال 77 را با چنین شرایطی پشت سر می گذاشتیم و اماده بودیم که با جمع بندی 5 سال مبارزه ی بی امان فکری-سیاسی-اجتماعی، وارد سال 78 شویم. حاکمیت نه تنها به هیچ یک از پیشنهادات اصلاحی ما و دیگر گروه ها توجهی نکرده بود که همواره نشان داده بود که در برابر اراده ی ملی، ایستادگی می کند و در اول سال 76 اعلام کرده بود که هیچ اتفاقی نیفتاده و می گفت جامعه ی مدنی همان جامعه النبی است و نهاد های زیر نظر او یا انتصابی ها، همواره علیه دولت انتخابی توطئه می کردند و خاتمی نیز به مرور و با تشدید فشار ها و کارشکنی ها عقب می نشست و برای ما معلوم بود که ان اصلاحات یا راه 2 خردادی ها به بن بست می خورد و در نهایت نیز معلوم شد که خورد.

سال 77 اخرین سال پی گیری مبارزات مسالمت امیز از طریق اصلاحات درون حکومتی بود و رفتار حاکمیت به ویژه از ناحیه ی جناح اقتدار گرا که نهاد های غیر انتخابی را در کنترل خود داشت ، به ما این درس را می داد که اصلاح چنین حکومتی از طریق انتخابات استصوابی و تمسک به قانون اساسی موجود بدون تغییر بنیادین در ساختار سیاسی، ممکن نیست. البته در این نا کامی ، 2 خردادی ها نیز شریک بودند. برای این که هیچ گاه تعریف خود از اصلاحات را ارایه نداده و در عمل نیز بر شعار های خود پایداری نشان نمی دادند.با چنین جمع بندی تئوریک و عملی اماده می شدیم تا سال 77 را به پایان برسانیم.تغییر در استراتژی خود را در بیانیه ای که در ابتدای سال 78 و زیر عنوان «ساختار سیاسی اینده ی ایران» و از سوی اتحادیه، صادر کردیم ،بیان نمودیم.

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد جایگاه خبرگان رهبری و لزوم اصلاحات در ان

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

بیانیه ی اتحادیه در مورد عدم مشروعیت خبرگان جدید.

تاکید بر اصلاحات  در چارچوب قانون اساسی موجود با توجه به نتایج انتخابات خبرگان رهبری.

تاکید بر اصلاحات در چارچوب قانون اساسی موجود با توجه به نتایج انتخابات خبرگان رهبری.

بیانیه ی گروه دانشجویان روشنفکر ایران به رهبری منوچهر محمدی در مورد نیاز به اصلاحات.

بیانیه ی گروه دانشجویان روشنفکر ایران به رهبری منوچهر محمدی در مورد نیاز به اصلاحات.

صدور بیانیه ی اتحادیه و افشاگری در مورد فشار بنیاد برای تخلیه ی مکان اتحادیه.

صدور بیانیه ی اتحادیه و افشاگری در مورد فشار بنیاد برای تخلیه ی مکان اتحادیه.

بیانیه ی اتحادیه در محکوم سازی ترور لاجوردی به دست سازمان مجاهدین خلق و بیان این که دوستان لاجوردی خود از خشونت گرایان هستند.

بیانیه ی اتحادیه در محکوم سازی ترور لاجوردی به دست سازمان مجاهدین خلق و بیان این که دوستان لاجوردی خود از خشونت گرایان هستند.

بیانیه ی اتحادیه در محکوم سازی ترور لاجوردی به دست سازمان مجاهدین خلق و بیان این که دوستان لاجوردی خود از خشونت گرایان هستند.

بیانیه ی اتحادیه در محکوم سازی ترور لاجوردی به دست سازمان مجاهدین خلق و بیان این که دوستان لاجوردی خود از خشونت گرایان هستند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: