به دیدار مادر ستمدیده ام رفتم.

by

برای دست بوسی مادر شیر زن اما ستمدیده و زحمت کشیده ام، راهی گلپایگان و سپس در خدمت ایشان، راهی زادگاهم روستای در شدیم. مادرم یک سال پیش در دفتر اطلاعات سکته ی مغزی کرد. او به همراه برادرم دکتر بهروز و فرزندم حسین ، برای پی گیری پرونده ی من به دفتر اطلاعات واقع در خیابان سهروردی رفته بود.به دلیل فشار روحی ناشی از مزخرفاتی که امننیتی ها مطرح کرده بودند، در همانجا سکته ی مغزی می کند که برادرم دکتر بهروز با اقدام سریع ، ایشان را از مرگ حتمی نجات می دهد.

10987619_10207949880885331_5650286682718728474_o 11990645_10207949873685151_2870229514642446641_n

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: