Archive for نوامبر 2015

توهین به هم میهنان ترک و سرکوب انها را محکوم می کنم.

10 نوامبر 2015

توهین به ترک ها در فرهنگ عمومی، یک امر تصادفی نیست ،بلکه ریشه ی تاریخی دارد.اگر چه تبدیل زبان ترکی به فارسی ، به لهجه شیرینی تبدیل می شود که می تواند دستمایه ی طنز و بازارگرمی هنرمندان طنز پرداز باشد، اما توهین به ترک ها به این امر محدود نمی شود و نشانگر نوعی توهین و تحقیر به قصد سرکوب تاریخی انان است و گویا از نوعی انتقامجویی نشئت می گیرد که باید علت یابی تاریخی شده و با ان مبارزه جدی شود. نقش دولت ها در ترویج یا زدودن این تبعیض و بلکه تحقیر تاریخی، نقشی اساسی است، اما گویا دولت اسلامی حاکم، همچنان تصمیم دارد در راه اختلاف افکنی بین ملل ایرانی،گام بردارد و با پیگیری تز،، اختلاف بینداز و حکومت کن،، سیاست های خود را دنبال نماید.در غیر این صورت ممکن نبود که در دستگاه رسمی تبلیغی رژیم که دارای فیلتر های قوی است، یک روز به لر ها ، روز دیگر به عرب ها و به ویژه همواره به هم میهنان ترک، توهین شود و زبان و فرهنگ ترک ها دستمایه لودگی قرار بگیرد.

مسئله به اینجا ختم نمی شود و سیاست سرکوب به کمک سیاست تزویر و اختلاف افکنی می اید و اعتراضات مسالمت امیز مردم اذربایجان به صورت وحشیانه سرکوب می شود.سیاست توهین به ملل ایرانی به همان اندازه ضد انسانی است که سیاست سرکوب کور، ضد حقوق بشری است. در نظامی دموکراتیک و نه فرقه ای و تبعیض امیز، ملل و اقوام ایرانی ،دارای حقوق برابر در کلیه ی زمینه ها هستند.اما دخالت سیاست های ضد ملی است که انها را به خشم می اورد.

ضمن این که توهین به ترک ها و سرکوب انها از سوی رژیم را به شدت محکوم می کنم، از هم میهنان ترک و سایر ملل ایرانی دعوت می کنم، برای رسیدن به ازادی و دموکراسی پایدار و رابطه مستحکم بین الملل ایرانی، بر اتحاد و برادری خود تاکید بیشتر داشته باشند و به ویژه اگاه باشند که ستمگران نخواهند به نام قوم فارس یا ترک، دعوای حیدری- نعمتی راه بیندازند.در هر شرایط، دشمن اصلی همه اقوام یا ملل ایرانی، اعم از ترک،بلوچ،کرد،فارس،لر و عرب ،استبداد دینی حاکم است و در هیچ شرایطی نباید از ان غافل بود.

حشمت اله طبرزدی

دبیرکل جبهه ی دموکراتیک ایران

19 ابان ماه 1394 خورشیدی.

Advertisements

سکوت کن یا برو زندان!

9 نوامبر 2015

6 ابانماه سال جاری، تیم اطلاعاتی که ازدوران احمدی نژاد پرونده ی من را در دست دارد ،از من دعوت کرد تا به یکی از خانه های تیمی انها بروم تا در مورد پاره ای از مسائل، به قول خودشان گفتگو کنیم. برای این که بهانه سازی نکرده باشم این احضار محترمانه را پذیرفتم. در ان جلسه تهدید کردند؛ اگر به مراسم ستاربهشتی بروی، نه تنها بازداشت خواهی شد که با پرونده ی سنگینی که قوه قضاییه برایت ساخته اند، رها نخواهی شد. باز هم بنا به مصلحتی که همه ی دوستان و خویشان، تاکید کرده اند، به مراسم ستار نرفتم.

روز شنبه بار دیگر همان تیم تماس گرفت ،تا امروز 18 ابان ماه به دفتر انها، البته اینبار در محل وزارت اطلاعات بروم. باز هم بنا بر مصلحت، پذیرفتم و رفتم اما امروز کار زیادی نداشتند. انها صورت جلسه ای را در برگه رسمی وزارت اطلاعات تنظیم کرده بودند که ضمن اشاره به موضوع جلسه 6 ابان ماه، تاکید کرده بودند ؛،، نامبرده به اقدامات ضد نظام و ضد انقلابی خود ادامه داده است.،،

از من خواستند که ان را امضا و البته اگر به متن ان اعتراضی دارم ، ذکر کنم . من استنکاف کرده و به انها گفتم؛ مثل این است که از من بخواهید،حکم اعدام خود را امضا کنم. اعضای تیم اطلاعاتی، به صورت شفاهی تاکید کردند که در صورت ادامه فعالیت ها ، همچون امد و رفت به منزل دوستان یا شرکت در لگام و موضع گیری های مختلف، قطعا باید به زندان برگردی و البته این تهدید و هشدار را دلسوزانه و از روی خیر خواهی قلمداد کردند!؟

اری تیم اطلاعاتی دوره روحانی، به من مدالی دادند که نه تنها اطلاعات دوران رفسنجانی و خاتمی که حتا اطلاعات دوران احمدی نژاد، چنین مدالی را به من نداد!

انها رسما من را ضد انقلاب نامیدند که اگر روحانی باور ندارد می تواند ان صورت جلسه را مطالبه کند.

رییس دولت به اصطلاح تدبیر و امید، هنوز پس از 3 سال بر امور زیر نظر خود احاطه ندارد اما از سپاه ایراد می گیرد که چرا بگیر و ببند راه می اندازد!؟ چرا باید دستگاه امنیتی اش اصرار داشته باشد که من ضد انقلاب هستم! ایا این برچسب، یک کد امنیتی نیست؟حال فقط مشکل من این نیست که هر زمان ممکن است اطلاعات دولت روحانی به درون خانه ام بریزد. من 21 سال است که یکه و تنها ودر غیاب حامیان جدی ،به دلیل فضای سرکوب و رعب و وحشت ایجاد شده توسط این رژیم قانون شکن، با این مسئله کنار امده ام،مشکل این است که با ضد انقلاب نامیدن من به صورت رسمی از سوی دستگاه مخوف امنیتی، راه برای ترور من هموارتر شده است. برای این که تاکید تیم اطلاعاتی بر ضد انقلاب نامیدن من ،کاملا برنامه ریزی شده است و این مسئله را طی دو جلسه جدال با انها به خوبی دریافتم. ایا روحانی بر امور دولت خود احاطه ندارد یا قرار است، در جنگ قدرت بین انها، کسانی قربانی شوند! اتفاقی که در دوران رفسنجانی و خاتمی افتاد و گروهی از مخالفین، ترور شدند.

دستگیری روزنامه نگاران توسط حزب پادگانی حاکم.

6 نوامبر 2015

یکی از پدیده های عجیب در قرن بیستم،به وجود امدن نظام های تک حزبی، برامده از کودتاها یا انقلاب های ایدئولوژیک است. در واقع رهبران کودتا ها یا انقلاب ها، برای خود اهدافی را تعریف کرده و با اندیشه ای خود حق بینانه و تمامیت خواهانه، سعی کردند، همین اهداف را بر دیگران تحمیل کنند.ارمان حاکمیت طبقه کارگر یا طبقات محروم و یا ضدیت با امپریالیزم و یا تحقق اهداف الهی، و چنین اتوپیا هایی، انگیزه ی لازم برای انقلابیون و یا کودتاگران در قرن بیستم، برای تحمیل ایده، خواست و منافع خود بر جامعه بوده است.
از انجا که اقلیت نمی تواند ،اکثریت را منقاد خود کند، از بهترین ساز و کار های مدرن، برای این منظور بهره می گیرد. بسیج بخشی از تودهها و متشکل کردن انها در حزب یا تشکیلاتی واحد و به کارگیری همه ی امکانات نظامی و اقتصادی به جهت انسجام این حزب، تنها راه سلطه ی اقلیت بر اکثریت است. پایبندی به ارمانهای کودتا یا انقلاب زیر فرمان رهبری فرهمند و مبارزه ی دایمی با دشمن فرضی ، پوششی است که این گروه برای تحمیل خواسته ها بر جامعه استفاده می کند و به راحتی ، پیروان خود را شستشوی مغزی داده و در برابر، مخالفان را به راحتی سرکوب می کند.

میشل عفلق با همین منطق توانست حزب بعث را به وجود بیاورد که شاخه ی عراقی اش با سقوط صدام از حاکمیت افتاد و شاخه سوری اش هنوز در قدرت است. حزب حاکم در شوروی پیشین و کلیه ی کشور های بلوک شرق، پیرو همین ساز و کار بودند و اتفاقا در ایران پس از انقلاب، سپاه پاسداران همین کارکرد را داشته است. جالب تر این که چنین احزابی، از دستاورد های دنیای مدرن هستند و همواره در بدو تشکیل از اعتبار اجتماعی برخوردار بوده و هویت شبه فاشیستی داشته اند. زیرا به نحوی افکار بخشی از تودهها را برای تکوین و تشکیل جذب کرده اند، اما پس از به قدرت رسیدن، همین سرمایه ی اجتماعی را به نیروی سرکوب تبدیل کرده اند.

سپاه پاسداران با شعار حفاظت از ارمانها و دستاورد های انقلاب که البته طی 36 سال گذشته، فقط نامی از انها به جا مانده و به جای ان، مناسبات ضد انقلابی مثل بی عدالتی، رانت خواری، شکاف عظیم طبقاتی ، شکنجه ،سرکوب، فقر و بیکاری، حاکم شده و دقیقا چنین مناسباتی از ناحیه ی قدرت حاکم به درون اجتماع تزریق و تحمیل می گردد،به خودش حق داده تا به عنوان نهادی فراقانون، در هر مسئله ای دخالت کند.

از تجاوزات منطقه ای تا سرکوب داخلی، از مهندسی انتخابات تا فعالیت های گسترده اقتصادی و امنیتی، همه و همه در ماموریت های این حزب نظامی دیده می شود.

جالب این است که تشکیل چنین احزابی که به راحتی همه ی امور را به مونوپول خود در می اورند، جزو دستاورد های ایدئولوژیک کمونیست ها است اما، این اسلامگرا های شیعی چپ زده در ایران بودند که با وجود شعار ازادی از دیدگاه اسلام، توانستند، تمامیت خواهی را تئوریزه نمایند.برای این که فقهای سنتی همواره، از دریچه ی ازادی تجارت در اسلام و الگو قرار دادن مناسبات تجاری ازاد در فقه اسلام،ادعا داشتند ، اسلام با انحصارطلبی مخالفت دارد اما فقهای سیاسی اخیر که در جبهه ی خمینیزم حاکم قرار داشتند، چنین تفکری را به نام اسلام امریکایی رد کرده و تمامیت خواهی را ضرورت انقلابی و اجتماعی برای حفظ اسلام نامیدند.

انها به راحتی به پذیرش حزب حاکم سیاسی-امنیتی- نظامی تن دادند و ان را بازوی توانمند اسلام در برابر امریکا، وابستگان منطقه ای و ضد انقلاب داخلی نامیدند. یعنی دستاورد ایدئولوژیک چپ که همانا انحصار قدرت و پاسبانی از این انحصار توسط حزب واحد نظانی یا پادگانی به بهانه مقابله با امپریالیزم و دشمنان صد انقلابی خلق(!؟) است،را توجیه اسلامی کرده و به راحتی هژمونی اقلیت بر جامعه را توجیه شرعی نمودند.

اینک سالیانی است که سپاه پاسدار به چنین تشکیلات مخوفی برای به انحصار در اوردن قدرت، زیر فرمان رهبر خودکامه و دیکتاتور در امده و با وجود دستگاه اطلاعاتی موجود که ان نیز در خدمت به تثبیت منافع اقلیت رانت خوار حاکم، عمل می کند، اما با شدت بیشتر و با قشری گری و تمامیت خواهی فوق ارتجاعی، به سرکوب منتقدین و مخالفین می پردازد.

پرونده سازی با اتهامات واهی و مضحک برای چند تن از روزنامه نگاران و بازداشت خود سرانه که حتا به اعتراض رییس جمهوری استصوابی و وزیر امنیتی اش انجامید، فقط یکی از اقدامات این حزب پادگانی با قدرت جهنمی برای مهندسی انتخابات فرمایشی اینده به قصد از دست ندادن قدرت به رقیب خودی همین مافیای حاکم است.باید دید روحانی و دستیارانش تا چه اندازه توانایی به چالش کشیدن این قدرت جهنمی و فراقانون را دارند. اگر نتوانند در برابر اقدامات خوسرانه ی حزب پادگانی ایستادگی کنند، قطعا به سرنوشت خاتمی دچار شده و در انتخابات فرمایشی اینده یا دوره های بعد، احمدی نژاد دیگری را همین حزب پادگانی حاکم خواهد کرد.