سخنی بی پرده و صریح با اپوزیسیون رژیم حاکم بر ایران

by

با گذشت ۴۰ سال از سالگرد انقلاب؛

بی پرده و صریح با اپوزسیونهای رژیم حاکم بر ایران

حشمت اله طبرزدی

بدون مقدمه سخنم را شروع می کنم .از دیدگاه من انقلاب علیه فاصله ی طبقاتی،سرکوب ، سانسور ، دیکتاتوری شاه و دستگاه سلطنت ، حق مردم ایران در پایان دهه ی ۵۰ بود اما این انقلاب باید در دوره ی نخست وزیری شاپور بختیار و در حالی که شاه ایران را ترک کرده بود به مصالحه ای بزرگ تبدیل می شد.اما خود رایی ، دشمنی با شاه و تجدد گرایی و تعصبات مذهبی خمینی و اشتباه تاریخی نیروهای چپ و ملی و نا اگاهی ما تودههای پیرو خمینی، موجب شد تا یک فرصت تاریخی از دست برود و اگر چه دوره ی پس از انقلاب ، با تجربه های بسیار با ارزش روبرو بوده است اما هزینه ی

ان برای ملت ایران بس سنگین تمام شده است.

🔻از تجربیات با ارزش حاصل از انقلاب این بود که معلوم شد حکومت مذهبی یا هر نوع حکومت ایدئولوژیک از بدترین نوع حکومت ها و روحانیت از عوامل مهم در عقب ماندگی اجتماعی است و مذهب، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به ابزار عقب ماندگی فکری و اجتماعی دارد . همچنین برای همگان اشکار گردید حرکت های توده وار و تودههای نا اگاه ، از افت های جدی دموکراسی سکولار است.اگر ملت اگاهی بودیم هر گز نیاز نبود چنان هزینه ی سنگینی بپردازیم تا به این تجربیات گرانبها برسیم. اگر توده ها ، روشنفکران و حاکمین ،از روحانیان تا رجال سیاسی و پادشاهان، از صدر مشروطه تا کنون درست عمل کرده بودند، به بلای حکومت روحانیان واپسگرا مبتلا نشده بودیم. پس همگی در به وجود امدن شرایط کنونی مسئول هستیم و نباید دیگری را محکوم و خود را تبرئه نماییم. ما هزینه ی نا اگاهی یا بی مسئولیتی تاریخی خود را می پردازیم.اگر گذشته را چراغ راه اینده سازیم ،این هزینه ها به سرمایه ی بزرگ اجتماعی تبدیل خواهد شد.

🔻از تاریخ ۱۲۸۵ که فرمان مشروطیت صادر شد تا کودتای رضا خانی در اسفند ماه ۱۲۹۹ و در نتیجه پادشاهی در سال ۱۳۰۴ فقط ۲۰ سال گذشت.در این دوره ، دو تن از همه در تاریخ ۲۰ ساله،بد نام تر هستند . محمد علی شاه که فرمان به توپ بستن مجلس را صادر می کند و دیگری شیخ فضل اله نوری که مجوز شرعی این فرمان و حکم قتل مشروطه و مشروطه سازان را صادر می کند.یعنی شیخ و شاه در کنار همدیگر، کمر به قتل و نابودی ازادیخواهان و قانون اساسی مشروطه می بندند اما ما ملت ایران از این تجربه استفاده نمی کنیم.

🔻از ۱۳۰۴ که پادشاهی رضا شاه شروع میشود تا ۲۲ بهمن ۵۷ که انقلاب صورت می گیرد،خاندان پهلوی به مدت ۵۳ سال حکومت می کنند.در این دوره نیز هزینه هایی پرداخت شده و تجربیاتی به دست می اید. اگر منصف باشیم باید اذعان نماییم،تجربیات به دست امده بر هزینه ها ارجح است.برای اینکه اگر چه رضا شاه و محمد رضا شاه، هر دو قانون اساسی که حاصل انقلاب مشروطه بود را زیر پا گذاشته،حکومت فردی و متکی به اراده ی قاهره را جانشین حکومت فردی کرده، دستگاه تفتیش عقاید،سانسور، ساواک و فساد سلطنتی را رواج داده و قتل روشنفکران و شکنجه و اعدام ازادیخواهان را نهادینه ساختند اما به توسعه ی اجتماعی،مدرن سازی دولت ، تجدد خواهی اجتماعی و ازادیهای اجتماعی به ویژه ازادی زنان ،عمران و ابادانی کشور و نوسازی در زمینه های گوناگون ، کمک های زیادی رساندند.

🔻 با پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ،دوران حکومت شیخ با حذف شاه شروع شد. در دوره ی ۲۰ ساله و پس از امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه که حاصل انقلاب مشروطه بود،این همکاری شیخ و شاه بود که قانون اساسی مشروطه را زیر پا گذاشت. با کودتای رضا خانی،این شاه بود که توانست با حذف شیخ بر قدرت بنشیند اما در انقلاب بهمن ۵۷ این شیخ بود که با حذف شاه ، یکه تاز میدان شد و از ملی تا چپ ،روشنفکر ، ازادیخواه و سکولار انتقام تاریخی گرفت و نام شیخ فضل اله را دوباره زنده کرد.

🔻حکومت تاریخی شیخ با استفاده از تجربه ی تاریخی حکومت ۵۳ ساله ی شاهان پهلوی،از یک سو به حرکت نوسازی،مدرن سازی و توسعه ادامه داد. مثلا در کار های عمرانی یا فنی و تکنولوژیک، نظامی،هسته ای و نانو تکنولوژی یا توسعه ی دانشگاه و علوم گوناگون دستاورد های بسیاری داشته است.تا جایی که به دلیل فعالیت های تروریستی با استفاده از تکنولوژی پیشرفته حتا غرب به رهبری امریکا از پیشرفت های نظامی،هسته ای و تکنولوژیک شیخ احساس نا امنی کرد. اما از دیگر سو، نه تنها دستاورد های دستگاه شاهی در ازادیهای اجتماعی و گرایش به تمدن جدید و ارزش های فرهنگی مدرنیزم را زیر پا گذاشت ، بلکه بر بورکراسی دستگاه سانسور،سرکوب و تفتییش عقیده که از شاه به جا مانده بود، افزود و شتاب زیادی بخشید. داعشی گری بهترین نامی است که بر این نوع حکومت نهاده اند.حکومت شیخ موجب شد تا ایران در جهان منزوی شود و پاسبورت ایرانی بی اعتبار گردد.

🔻اینک اما ما ملت ایران توسط حکومت شیخ به گروگان گرفته شده ایم.در ۴۰ سال گذشته ،اندیشمندان، روشنفکر،ازادیخواه،ملی،چپ ، سکولار،لائیک، دیگر باشان مذهبی ،جنسی،قومی و حتا جنسیتی تا تودههای مردم ،قربانی حکومت شیخ بوده و تودهها هزینه ی سنگینی پرداخت کرده اند.نهاد سلطنت و شاهی نیز وجود نداشته است. برای اینکه دستگاه سلطنت توسط مردم واژگون شد و ولیعهد نیز اواره گردید و اصولا در سنت پادشاهی در ایران، شاهی که با اوارگی و حمایت دیگران، به تاج و تخت برگردد،پادشاه نخواهد بود و فقط یک دست نشانده خواهد ماند که موجب تحقیر ملت ایران است.

🔻اینک خامنه ای به عنوان نماد حکومت شیخی ،نه بر قدرت مردم و نه حتا بر قدرت نهاد نظامی تاریخی و کلاسیک ایران ، که بر نهاد نظامیامنیتیایدئولوژیک یا سپاه که دستگاه سرکوب پیشرفته و مدرن که حاصل انقلاب های قرن بیستمی مثل انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در شوروی پیشین است، متکی است و یک ملت را گروگان گرفته است.خامنه ای حتا پیروان خمینی و جناح خط امامی و ولی نعمت های خود را از قدرت اخراج کرده و با تکیه بر قدرت نظامیامنیتی موجود، یکه تازی می کند و کشور و ملت را به قهقرا برده و در لبه ی سقوط قطعی قرار داده است.حتا نهاد زیانبار روحانیت در ایران نیز قربانی دستگاه ولایت مطلقه ی فقیه شده است.

🔻۱در این وضعیت بسیار خطیر و خطرناک اما، نیروهای اجتماعی ضد دیکتاتوری حاکم(و نه اینکه لزوما همگی دموکراسی خواه نیز باشند ) در چند بلوک جداگانه تکثیر شده اند. بخشی از انها در قالب اصلاح طلب یا استمرار طلب به رهبری خاتمیموسویکروبی ،در انتظار مرگ خامنه ای و اصلاحات احتمالی در راس هرم قدرت ،نشسته اند. این بلوک از توانمندی مالی و تشکیلاتی بسیار بالایی برخوردار است و طی ۴۰ سال اخیر در طبقه ی متوسط، جایگاه قدرتمندی پیدا کرده است.اگر چه در یک سال اخیر بدنه ی ان دچار فروپاشی شده و به سرعت به سمت بلوک دموکراسی خواه سکولار ، گرایش پیدا کرده است.نمی توان در فرایند گذار، نقش این بلوک را نادیده گرفت.

🔻۲بلوک دیگری که بخشی از نیروهای ضد دیکتاتوری مذهبی حاکم را در خود جا داده است ، بلوک دموکراسی خواهان سکولار و طرفداران اعلامیه ی جهانی حقوق بشر هستند. نیرو های صنفی،جنبش های اجتماعی واقعا موجود،دموکراسی خواهان سکولار، نیروهای ملی ، چپ دموکرات، حقوقدانان و تحولخواهان و جنبش های ازادیخواه ، بدنه ی اصلی این بلوک را تشکیل میدهد . اینها جنبش هایی هستند که اگر چه گفتمان غالب در دو دهه ی گذشته را شکل داده اند اما از بنیه ی مالی و تشکیلاتی ضعیفی برخوردار هستند و همواره زیر ضرب حکومت بوده اند.این جریان که طیف وسیعی از دموکراسی خواهان درو ن مرز و حامیان وسیع در برون مرز را تشکیل می دهد ،خواهان تغییر رژیم و جایگزینی نظامی جمهوریغیر مذهبی، غیر متمرکز ودموکراسی،به جای ان است اما با هر نوع خشونت و جنگ یا نفوذ خارجی مخالفت جدی دارد.

🔻۳بلوک احزاب و جریانات قومی که احزاب کوردی تا هویت طلبان تورک، بلوچ،عرب و ترکمن را در بر می گیرد. این بلوک از قدرت اجتماعی کنونی، همواره بر اداره ی کشور به شکل شرکت سهامی قومی تاکید کرده است. معتقد است باید از طریق تشکیل یک مجموعه ای از احزاب که اقوام ایرانی از فارس و غیر فارس را نمایندگی می کنند، ساختار سیاسی اینده و قانون اساسی تعیین شود و کشور بر پایه ی سهم برابر این احزاب به عنوان نمایندگان قوم خود،اداره شود. دموکراسی قومی ، نمایندگی و توافقی را جایگزین مناسب برای دموکراسی مستقیم می دانند.این بلوک نیز جمهوری خواهی سکولار و نوعی از فدرالیزم را خواسته ی خود می داند.این بلوک برای رسیدن به خواسته های خود حتا، از تهدید به استقلال طلبی با استفاده از برخی مضامین دو پهلوی اعلامیه ی جهانی حقوق بشر مثل حق تعیین سرنوشت، استفاده می کند.

🔻۴بلوک بعدی، عبارت از نیروهایی است که پیرامون ولیعهد پیشین رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع گرد امده و سلطنت طلبان، طرفداران پادشاهی مشروطه تا پهلوی طلبان و حتا بخشی از جمهوری خواهان سکولار را در بر می گیرد. این جریان اگر چه ممکن است بر احیای پادشاهی تاکید جدی نداشته باشد اما تنها بلوکی است که عملا همان مسیر را طی می کند و اگر قرار باشد،دوباره شاهی احیا شود،توسط همین بلوک اجتماعی صورت خواهد گرفت. پافشاری بر باستانی گرایی مورد توجه دوران پهلوی و ستایش های غلو امیز از دوران به اصطلاح طلایی پهلوی ها، نشانگر ان است که این جریان سودای احیای پادشاهی را دارد .این بلوک به شکل بسیار اشکار، خواهان دخالت امریکا در تغییر رژیم در ایران،به نفع رهبری خود است.رهبری این بلوک حاضر به همکاری موثر با سایر بلوک های ضد دیکتاتوری مذهبی بر پایه ی رهبری شورایی ، نمی باشد.اگر چه بین بدنه ی ان با بدنه ی بلوک دوم، همگرایی هایی وجود دارد.

🔻۵بلوک دیگر را سازمان مجاهدین خلق و شورای مقاومت ملی تشکیل می دهد.این جریان خود را تنها الترناتیو رژیم می داند

و هیچگونه تعامل مستقیمی با سایر بلوک ها ندارد.اگر چه عمیقا با شیخ و شاه مخالف است اما عمیقا خواهان درگیر کردن امریکا و قدرت های منطقه ای برای جنگ با جمهوری اسلامی و براندازی رژیم است.

🔻۶اخرین بلوکی که میتوان نام برد،بلوکی است که نیروهای چپ ایران را نمایندگی می کند.چپ ایران اگر چه طیف وسیعی است که کمونیست های ارتودکسی مثل حزب کمونیست کارگری تا کمونیست های دموکراتیزه را نمایندگی می کند اما به دلیل سابقه ی تاریخی، در بلوکی مجزا قابل تعریف است. این جریان نیز به شدت با شیخ و شاه و نیز با دخالت امریکا و غرب در ایران مخالف هستند اما با بخش هایی از بلوک ۲ و سایر جمهوری خواهان ، سازگاری عملی دارد .اگر چه بخش ارتودکسی ان، همواره به صورت ایدیولوژیک و صفبندی های طبقاتی برخورد می کند.

🔻با توجه به بلوک بندی های اجتماعی و ضد دیکتاتوری شش گانه ی موجود که هر کدام شامل چند حزب،سازمان، جناح، تشکل و جریان سیاسی هستند،و در عین حال همین بلوک ها ممکن است ،ضمن اینکه تضاد اصلی خود را با دیکتاتوری حاکم بدانند اما ، با یکدیگر نیز دارای تضاد و تخاصم تاریخی و درگیری های موردی باشند، بعید است به زودی بتوان به توافقی جامع و پایدار،بین بلوک های ضد دیکتاتوری واقعا موجود رسید.

تلاش برای رسیدن به الترناتیوی جامع، طی ۴۰ سال اخیر ،به همین دلیل ناکام مانده است.از این رو است که بلوک دوم که همانا جنبش های اجتماعی واقعا موجود در درون مرز و نیروهای هماهنگ و حامی در برونمرز است ،سعی کرده اند با گسترش مبارزات خود،عملا توازن قدرت در مواجهه با رژیم دیکتاتوری حاکم را به نفع دموکراسی خواهان سکولار،بر هم بزنند.

تشکیلات همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران به عنوان تشکیلات برجسته در بلوک دوم که گسترده ترین طیفها در این بلوک را نمایندگی می کند، تلاش کرده است نیروهای همسو را برای تشکیل شورای مدیریت دوران گذار تشویق کند و شرایط را به نفع دموکراسی خواهانی که می خواهند ساختاری پارلمانی،غیر مرکزگرا و سکولار را جایگزین استبداد مذهبی حاکم کنند،بر هم بزند.

اگر قرار باشد الترناتیوی ملی برای جایگزینی با رژیم استبدادی حاکم به وجود اید ،باید بین رهبران ۵ بلوک ار ۶ بلوک مذکور ،توافقی جامع به وجود اید. این توافق حول خواسته های مشترک،ممکن خواهد بود.

پایان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: